پرستو parastoo

 

استفاده بد شیطان از زیباپسندی انسان

 

خداوند انسان را زیباپسند آفریده است. این زیباپسندی موجب می شود تا انسان به امور زیبا گرایش یابد و دنبال زینت و آرایه هایی برود که موجب تقویت زیبایی در خود یا پیرامونش می شود؛ اما شیطان از این حس زیباپسندی انسان استفاده بد می کند.

به سخن دیگر، از منظر روان شناسی و روان کاوی، انسان موجودی زیباپسند بوده و به زیبایی گرایش دارد؛ ولی همین خود بستری برای سوء استفاده دیگران به ویژه دشمن سوگند خورده انسان یعنی ابلیس و شیاطین می شود.

از آن جا که  انسان در مقام مصداقی ممکن است به خطا و اشتباه برود و چیزی را زیبا بداند که در باطن زیبا نیست، شیطان از همین امر استفاده بد می کند و اموری را به عنوان امور زیبا به انسان نشان می دهد تا انسان بدان گرایش یابد و از همین جا به انسان ضربه وارد می کند.

در ادبیات قرآنی از واژه «تسویل» برای بیان این زیباانگاری دروغین از سوی شیطان به انسان استفاده شده است. خداوند می فرماید: الشَّیْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ؛ شیطان برای آنان تسویل کرده است. تسویل یعنی تزیین امری زشت و آراستن باطل.

البته شیطان برای رسیدن به مقصود پلید خویش از نیروهای داخلی و ستون پنجم کمک می گیرد؛ زیرا نفس انسانی دارای قوه غضب و قوه شهوت است که این دو اگر تحت مهار و مدیریت عقل نباشند، گرایش به افراط پیدا می کنند. همین نیروی درونی است که به تسویل گری گرایش می یابد و نفس انسانی را به «نفس مسوله » تبدیل می کند. خداوند درباره این تسویل گری نفس انسانی می فرماید: سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ؛ نفس های شما آن را برای شما تزیین داده و آراسته است.(یوسف، آیات 18 و 83) و سامری نیز اقرار می کند که تحت تاثیر هواهای نفسانی و تسویل آن اقدام به ساخت گوساله و معرفی آن به عنوان خدا و معبود گرفته است:سَوَّلَتْ لِی نَفْسِی؛ نفسم آن را برایم تزیین کرد و آراست.

از آن جایی که شیطان  در روانکاوی نفس انسانی خبره و کارشناس است می داند چگونه از حس زیباپسندی و زیباگرایی انسان سوء استفاده کند و انسان را گرفتار نماید و اموری زشت و باطل را خوب و حق نشان دهد و بیاراید و این گونه او را گرفتار نماید تا جایی که نفس مسوله به نفس اماره بالسوء و فرمان دهنده به بدی ها تبدیل شود.(یوسف، آیه 53)

شیطان تسویل گر با همکاری نفس مسوله در گام نخست زینت های دنیا را به عنوان زینت انسان معرفی می کند. به سخن دیگر، شیطان آن چیزی که زینت زمین است: إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَی الأرْضِ زِینَةً لَّهَا، به راستی که ما هر آن چه بر زمین است زینت و آرایه زمین قرار داده  ایم(کهف، آیه 7) را به عنوان زینت انسان معرفی کرده و انسان را به کسب و به دست آوردن آن تشویق و ترغیب می کند. پس انسان به دنبال مالکیت زر و سیم و دیگر زینت های زمین می رود و تمام سرمایه پر ارزش خویش یعنی عمر غیر قابل تکرار را به پای آن می ریزد و به کسب مال و ثروت رو می آورد و در نهایت وقتی متوجه می شود که دیگر دیر و گرفتار خسران مبین شده است. در حالی که باید انسان به دنبال زینت واقعی برود که همان ایمان است. خداوند می فرماید: حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ؛ خداوند ایمان را محبوب شما کرد و در قلوب شما آراست.(حجرات، آیه 7)

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٦ آذر ،۱۳٩٥ - خلیل منصوری

برترین علوم؛ علم عملی

دانش به عنوان یک ارزش مطرح است و از همین رو، به عنوان یک واجب نفسی دارای ارزش اسلامی و پاداش خاص است. اما کدام دانش برتر و کدام یک برترین است؟

از نظر ناظر درونی، وقتی به افراد عالم مراجعه می کنیم هر صاحب علمی، دانش و علم خود را برتر بلکه برترین می داند؛ زیرا بر پایه «کل حزب بما لدیهم فرحون؛ هر حزبی به داشته هایش سرخوش و سرمست است.» بنابراین، جز خودش را نمی بیند و جز دانش خودش نمی شناسد. این گونه است که در نزد هر دانشمندی دانشی که در آن تخصص دارد، اشرف علوم و برترین دانش ها است.

از نظر ناظر بیرونی، شاید قضاوت و داوری در حوزه ارزش گذاری سخت و دشوار باشد؛ زیرا شخص یا اصلا در باره علوم چیزی نمی داند، یا با محدودیت دانشی مواجه است و نمی تواند همه علوم را در ترازو قرار دهد و به سبک و سنگین کردن وزانت و ارزش آن بپردازد و داوری کند. بنابراین، لازم است تا به کسی مراجعه شود که همه علوم را می داند و می شناسد و ارزش و قدر و منزلت هر یک را می داند.

از جمله کسانی که به علم الهی به علوم آگاهی دارند، امام معصوم(ع) از جمله امام صادق(ع) فرزند و وارث باقر علوم الانبیاء و الاولیاء است. ایشان برترین علوم و دانش ها را  «علم عملی» دانسته و می فرماید: مَن تَعَلَّمَ العِلمَ وَعَمِلَ بِهِ وَعَلَّمَ لِلّهِ دُعِىَ فى مَلَکُوتِ السَّماواتِ عَظیما فَقیلَ: تَعَلَّمَ لِلّهِ وَعَمِلَ لِلّهِ وَعَلَّمَ لِلّهِ؛ هر کس براى خدا دانش بیاموزد و به آن عمل کند و به دیگران آموزش دهد، در ملکوت آسمانها به بزرگى یاد شود و گویند: براى خدا آموخت و براى خدا عمل کرد و براى خدا آموزش داد. (الذریعه الی حافظ الشریعه، شرح اصول کافی، ج1،ص56)

پس علم و دانشی که تغییر در فکر و رفتار ما ایجاد نکند، هر چند ارزشمند باشد، هیچ  ارزشی ندارد، بلکه علمی خوب است که دانش آن در فلسفه ما به هستی و سبک زندگی و رفتار ما تغییر مثبت ایجاد کند. چنین علمی که همان علم عملی است، برترین دانش ها و علوم  است.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٦ آبان ،۱۳٩٥ - خلیل منصوری

نیکی بی توقع تشکر

این که انسان هماره نسبت به نعمت های خداوند شکر قلبی، زبانی و عملی داشته باشد و آن نعمت را در جای درست و مناسب خودش به کار گیرد، امری ارزشی و پسندیده است و خداوند برای شاکران آثاری از جمله شرح صدر و سعه وجودی را وعده داده و فرموده است: وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ ؛ و همچنین به خاطر بیاورید هنگامی را که پروردگارتان اعلام داشت: «اگر شکرگزاری کنید، بر شما خواهم افزود.(ابراهیم، آیه 7)

هم چنین انسان باید در برابر نیکوکاری دیگران شاکر و سپاسگزار باشد. امام رضا(ع) می فرماید: مَن لَم یَشکُرِ المُنعِمَ مِنَ المَخلوقینَ لَم یَشکُرِ اللهَ عَزَّوَجَلَّ؛ هر کس در مقابل خوبی مردم تشکر نکند، از خدای عزّوجل تشکر نکرده است.(عیون الاخبار الرضا(ع)، ج 1 ، ص 27 ، ح 2)

اما انسان نباید انتظار و توقع تشکر نسبت به نیکوکاری خودش داشته باشد؛ زیرا این توقع و انتظار با اخلاص سازگار نیست. از این روست که خداوند درباره نیکوکاری اهل بیت عصمت و طهارت(ع) می فرماید: وَیُطْعِمُونَ ٱلطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ مِسْکِینًۭا وَیَتِیمًۭا وَأَسِیرًا .  إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ ٱللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَآءًۭ وَلَا شُکُورًا؛  و غذای (خود) را با اینکه به آن علاقه (و نیاز) دارند، به «مسکین» و «یتیم» و «اسیر» می‌دهند!  (و می‌گویند:) ما شما را فقط بخاطر خدا اطعام می‌کنیم، و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی‌خواهیم!(انسان، آیات 8 و 9)

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۳ آبان ،۱۳٩٥ - خلیل منصوری

انتشار کتاب : فقه رسانه : بایدها و نبایدها از خلیل منصوری

 

 
‏سرشناسه : م‍ن‍ص‍وری‌، خ‍ل‍ی‍ل‌، ۱۳۴۳ -
‏عنوان و نام پدیدآور : فقه رسانه : بایدها و نبایدها/ خلیل منصوری.
‏مشخصات نشر : قم : همای غدیر، ‏‫۱۳۹۵.‬
‏مشخصات ظاهری : ‏‫۷۰۸ ص.‬
‏شابک : ‫‭978-600-8520-10-8‬‬
‏وضعیت فهرست نویسی : فیپا
‏یادداشت : کتابنامه. 
‏موضوع : رسانه‌های گروهی‏‫ -- قوانین و مقررات (فقه)‬‬
‏موضوع : Mass media -- *Law and legislation (Islamic law)
‏رده بندی کنگره : ‏‫‭BP۱۹۸/۶‭‬‭‬ /ر۴۶‭م۸ ۱۳۹۵‬
‏رده بندی دیویی : ‏‫‭۲۹۷/۳۷۹‬‬
‏شماره کتابشناسی ملی : ۴۳۸۱۸۷۶

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٧ مهر ،۱۳٩٥ - خلیل منصوری

علم نردبانی به سوی عقل عمل

از نظر قرآن علم حتی به شکل یقین صد درصد جزمی به تنهایی نمی تواند نجات بخش باشد، بلکه ممکن است بدبختی نیز به دنبال آورد؛ زیرا مسئولیتی را ایجاد می کند که اگر به آن عمل نشود، مجازات مضاعف و دو چندان به دنبال خواهد داشت.

اصولا میان جزم و عزم یعنی اندیشه و عمل فاصله است و این گونه نیست که نوعی ملازمت داشته باشد؛ یعنی این طور نیست که وقتی کسی علم داشت حتما عمل مطابق آن خواهد داشت؛ بلکه ممکن است حتی بر خلاف جزم اندیشه و قطع و یقین صددرصدی عمل کند. حضرت نوح(ع) می دانست که صد درصد این درخت ممنوع است و حتی شیطان آن را یادآور می شود، ولی با این همه برای رسیدن به مقاصد وسوسه انگیزی بیان شده از سوی ابلیس، بر خلاف علم و یقین خود عمل کرد و خداوند فرمود: لم نجد له عزما؛ ما در آدم عزم نیافتیم.(طه، آیه 115)

خداوند می فرماید فرعون دارای بصیرت ها و دلایل قطعی و یقینی بود، ولی او بر خلاف آن عمل می کرد. از این رو، در آیه 104 سوره انعام می فرماید هر کسی بر اساس بصائر و جزم اندیشه عمل کرد، خیر می بیند؛ و هم چنین می فرماید برخی استیقان و یقین کامل دارند، ولی آن را انکار می کنند و نمی پذیرند و بدان ایمان نمی آورند؛ زیرا ایمان یک عمل قلبی و جوانحی است؛ چنان که انجام کاری بر اساس جزم، یک عمل ارادی جوارحی است.(نمل، آیه 14)

از نظر قرآن، علم نردبانی است که عالمان از آن بالا می روند و به مقام تعقل می رسند و این گونه از علم خودشان بهره می برند. خداوند می فرماید: وَتِلْکَ ٱلْأَمْثَٰلُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا یَعْقِلُهَآ إِلَّا الْعَٰالِمُونَ؛ اینها مثالهایی است که ما برای مردم می‌زنیم، و جز دانایان آن را درک نمی‌کنند و تعقل نمی ورزند.(عنکبوت، آیه ۴۳)

این که خداوند، علم را به تعقل ربط داده، از آن روست مراد از عقل همان عقل عمل است که در روایت توضیح داده شده و امام در معنای عقل می فرماید: العَقلُ هُوَ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَان وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجنان؛ عقل آن چیزی که خدای رحمان بدان پرستش می شود و بهشت بدان به دست می آید.(کافی،ج 1، ص 11)

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٩ شهریور ،۱۳٩٥ - خلیل منصوری

بدی و بلا، امتحان یا عذاب خدا

انسان هر از گاهی با بدی دیگران مواجه می شود. گاهی شخصی به او تندی و عتاب می کند و گاهی دیگر ، رهگذری تنه ای به او می زند و گاهی سخن و رفتار تندی را علیه خود مشاهده می کند. انسان وقتی با این امور مواجه می شود، می تواند سه نوع واکنش داشته باشد:

  1. آن را عمل بد شخص دانسته بخواهد واکنشی در قالب مقابله به مثل یا احسان و عفو یا اکرام انجام دهد؛

  2. آن را بلایی بداند که در قالب سنت های الهی هر انسانی با آن مواجه می شود و به طورطبیعی باید به حکمت و فلسفه بلایا و ابتلائات توجه یابد؛

  3. آن را عذاب و کیفری بداند که خداوند به عنوان مجازات و تنبیه و بیداری او فرستاده تا از مسیر و راه باطل و نادرست بازگردد و توبه کند و پشیمان شود و در مسیر درست قرار گیرد؛

در این سه نوع مواجهی که هر کسی انجام می دهد، می توان دریافت شخص در کجای معرفت نشسته است. کسی که بخواهد واکنش سه گانه نخست را داشته باشد،  نشان می دهد که اهل توحید فعلی نیست، بلکه هر عملی را به فاعل مباشر و مستقیم آن نسبت می دهد. این گونه است که یا مقابله به مثل می کند یا عفو کرده و با «قالوا سلاما » می گذرد یا آن که فراتر با خوشرویی با شخص برخورد می کند و در مقام اکرام به او کمک هایی نیز می کند تا مسیر کمالی اش را بیابد.

واکنش دوم و سوم نشان می دهد که شخص اهل توحید فعل است و از باب«ما رمیت اذ رمیت» مسایل را تحلیل کرده و واکنش نشان می دهد. او بر این باور است: این همه آوازه ها از شه بود/ گر چه از حلقوم عبدالله بود. پس بر این باور است که این رفتار دیگری از مصادیق ابتلائات یا مجازات است. پس بر آن می شود تا از فرصت ابتلاء و آزمون الهی بهره مند شود و بر ظرفیت های خویش بیافزاید و یا بر این باور است که این امر از مجازات و کیفر اعمال اوست. پس باید استغفار کرد و توبه نمود تا تحت غفران الهی قرار گرفته و در مسیر درست کمالی قرار گیرد. او بر این باور است که این شخص بدزبان و بدکار نسبت به او را همان کسی مامور کرده که «الَّذِی أَنطَقَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ؛ هر چیزی را به نطق در می آورد». از آن جایی که خداوند حکیم بی حکمت در خلق کاری نمی کند، پس این نطق یا به هدف ابتلاء است یا مجازات. بنابراین دو نوع واکنش اخیر از آن اهل معرفتی است که در مقام قرب نوافل یا قرب فرایض نشسته است.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٧ شهریور ،۱۳٩٥ - خلیل منصوری

زمانی برای عذرخواهی

عذرخواهی زمانی انجام می گیرد که شخص اشتباه و خطا  وگناهش را پذیرفته باشد  و بخواهد برای جبران آن کاری را انجام دهد. پس در عذر خواهی اموری را می توان دریافت که شامل: 1. پذیرش اشتباه و خطا و گناه؛ 2. اقرار و اظهار آن؛ 3. تلاش و کوشش برای جبران آن می شود.

البته عذرخواهی زمانی پذیرفته است که کار از کار نگذشته باشد و بتوان آن اشتباه و خطا  و گناه را جبران کرد. به عنوان نمونه اگر کسی پیش از مرگ گناهی کرد و به پیشگاه خداوند رفته و عذر و پوزش خواسته و توبه و انابه و استغفار کرده به طور طبیعی چون در دنیا می توان جبران مافات کرد، عذرش پذیرفته است؛ اما اگر در شرایط احتضار و مرگ باشد و همانند فرعون در حال غرق شدن، دیگر عذرش پذیرفته نیست. خداوند درباره فرعون می فرماید: وَجَٰاوَزْنَا بِبَنِىٓ إِسْرَٰٓاءِیلَ ٱلْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُۥ بَغْیًۭا وَعَدْوًا  حَتَّىٰٓ إِذَآ أَدْرَکَهُ ٱلْغَرَقُ قَالَ ءَامَنتُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱلَّذِىٓ ءَامَنَتْ بِهِۦ بَنُوٓا۟ إِسْرَٰٓاءِیلَ وَأَنَا۠ مِنَ ٱلْمُسْلِمِینَ؛ ءَآلْـَٰٔانَ وَقَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَکُنتَ مِنَ ٱلْمُفْسِدِینَ؛ و فرزندان اسرائیل را از دریا گذراندیم، پس فرعون و سپاهیانش از روى ستم و تجاوز، آنان را دنبال کردند، تا وقتى که در شُرف غرق شدن قرار گرفت، گفت: «ایمان آوردم که هیچ معبودى جز آنکه فرزندان اسرائیل به او گرویده‌اند، نیست، و من از تسلیم‌شدگانم.» اکنون؟ در حالى که پیش از این نافرمانى مى‌کردى و از تباهکاران بودى؟(یونس، آیات 90 و 91)

 خداوند در قرآن به یک قاعده کلی درباره عذرخواهی و زمان آن اشاره داشته و  می فرماید: وَلَیْسَتِ ٱلتَّوْبَةُ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ ٱلسَّیِّـَٔاتِ حَتَّىٰٓ إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ ٱلْمَوْتُ قَالَ إِنِّى تُبْتُ ٱلْـَٰٔانَ وَلَا ٱلَّذِینَ یَمُوتُونَ وَهُمْ کُفَّارٌ  أُو۟لَٰٓئِکَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِیمًۭا إِنَّمَا ٱلتَّوْبَةُ عَلَى ٱللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ ٱلسُّوٓءَ بِجَهَٰالَةٍۢ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِن قَرِیبٍۢ فَأُو۟لَٰٓئِکَ یَتُوبُ ٱللَّهُ عَلَیْهِمْ وَکَانَ ٱللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًۭا؛ توبه، نزد خداوند، تنها براى کسانى است که از روى نادانى مرتکب گناه مى‌شوند، سپس به زودى توبه مى‌کنند؛ اینانند که خدا توبه‌شان را مى‌پذیرد، و خداوند داناى حکیم است.و توبه کسانى که گناه مى‌کنند، تا وقتى که مرگ یکى از ایشان دررسد، مى‌گوید: «اکنون توبه کردم»، پذیرفته نیست؛ و [نیز توبه‌] کسانى که در حال کفر مى‌میرند، پذیرفته نخواهد بود، آنانند که برایشان عذابى دردناک آماده کرده‌ایم.(نساء، آیات 17 و 18)

بر همین اساس در جایی دیگر با اشاره به روز قیامت که دیگر جایی برای بازگشت و بازسازی و جبران مافات نیست، به عذرخواهی برخی اشاره کرده و می فرماید: فَیَوْمَئِذٍۢ لَّا یَنفَعُ ٱلَّذِینَ ظَلَمُوا۟ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَا هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ؛ و در چنین روزى، [دیگر] پوزش آنان که ستم کرده‌اند سود نمى‌بخشد، و بازگشت به سوى حق از آنان خواسته نمى‌شود.(روم، آیه 57)

واژه « یُسْتَعْتَبُونَ» از ریشه «عتب» گرفته شده است. عتبه به درگاهی خانه و هر یک از پله های خانه گفته می شود. در سابق چون عذرخواهان به درگاهی خانه آمده و روی سکو و پله درگاهی خانه می نشستند تا رضایت و خشنودی شخص صاحب خانه را بگیرند و این گونه عذر خواهی کنند، به این عمل استعتاب می گفتند. البته عتاب و سرزنش نیز از همین ریشه است؛ زیرا راه سخت و پله پله ای را عتبه می گفتند و کسی که سرزنش می شد گویی از پله ها و راهی سخت رفته است. به هر حال استعتاب و عذرخواهی و پوزش خواهی تا زمانی که بتوان جبران کرد شدنی است و گرنه شخص نمی تواند با عذرخواهی کاری پیش برد؛ چنان که در هنگام احتضار و در قیامت چنین چیزی شدنی نیست.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱ شهریور ،۱۳٩٥ - خلیل منصوری

خودشناسی و دیگرشناسی

بسیاری از مردم می خواهند بدانند چگونه آدمی هستند. البته هر کسی خودش را بهتر از دیگری می شناسد و به تعبیر قرآن: الانسان علی نفسه بصیره؛ انسان به نفس خود بصیرت دارد.(قیامت، آیه 14) با این همه دوست دارد درباره ژرفای شخصیتی خود آگاه شود و بداند آدمی خیری است یا شری و به یک معنا عاقبت به خیر می شود، یا نمی شود؟

در روایات اسلامی درباره خودشناسی از راه نشانه شناسی روایاتی است که می تواند به انسان در باره خودشناسی و معرفت نفس و شخصیت خویش و حتی عاقبت به خیری و یا عاقبت به شری او اطلاعاتی دهد. جابر الجعفی می گوید: أبی جعفر (علیه السلام) قال: إذا أردت أن تعلم أن فیک خیرا فانظرإلى قلبک، فإن کان یحب أهل طاعة الله ویبغض أهل معصیته ففیک خیر والله یحبک وإن کان یبغض أهل طاعة الله ویحب أهل معصیته فلیس فیک خیر والله یبغضک، والمرء مع من أحب؛ امام باقر(ع) فرمود: هرگاه خواستی بدانی در تو خیر هست یا نه، پس به قلب خود بنگر! اگر دیدی اهل طاعت و دوستان خدا را دوست داری و اهل معصیت و دشمنان خدا را دشمن می داری بدان که در تو خیری هست و خدا تو را دوست دارد.» (وافیَ، ص۹۰)

پس انسان با نگاهی به محبوب و مبغوض خودش می تواند عاقبت به خیری خودش را نیز به دست آورد؛ زیرا در روایات است که ایمان چیزی جز حب و بغض نیست؛ یعنی محبت به اطاعت و دوستان خدا و دشمنی نسبت به معصیت و دشمنان معصیت کار خدا: هل الایمان الا الحب و البغض.

اما درباره دیگرشناسی از راه نشانه ها روایاتی چندی است. از جمله مهم ترین روش شناخت محبت و دشمنی دیگران درباره خود، مراجعه به قلب خودت است. امام باقر(ع) می فرماید: اِعرِفِ المَوَدَّةَ فی قَلبِ أخیکَ بِما لَهُ فی قَلبِکَ؛ مودت خود در قلب بردارت را از آن چه در خودت نسبت به او داری بشناس.(تحف العقول : ص 295) امیرالمومنین امام علی (ع) می فرماید: سَلُوا القُلوبَ عَنِ المَوَدّاتِ ؛ فَإِنَّها شَواهِدُ لا تَقبَلُ الرُّشا؛ درباره دوستی و محبت دیگران از دلها بپرسدید؛ زیرا قلوب شاهدانی هستند که رشوه نمی پذیرند.(غرر الحکم : 5641 ؛ شرح نهج البلاغة : ج 20، ص 332 ، حدیث 805.)

الحسن بن الجهم می گوید: سَأَلتُ الرِّضا علیه السّلام فَقُلتُ لَهُ :. .. جُعِلتُ فِداکَ ، أشتَهی أن أعلَمَ کَیفَ أنَا عِندَکَ ؟ قالَ : اُنظُر کَیفَ أنَا عِندَکَ؛ از امام رضا(ع) پرسیدم و به ایشان گفتم: فدایت شوم. دوست می دارم بدانم که من در نزد شما چگونه ام؟ حضرت فرمود: ببین من نزد تو چگونه ام.(عیون أخبار الرضا علیه السّلام : ج 2 ، ص 50 ، حدیث 192)

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٠ امرداد ،۱۳٩٥ - خلیل منصوری

سرزنش بی جا

در آموزه های وحیانی قرآن، برای نفس انسانی حالاتی را بیان کرده که از جمله آن ها حالت ملامت گری نفس است. ملامت گری به معنای سرزنش کردن، زمانی از سوی نفس انجام می گیرد که نفس انسانی بر فطرت خود باقی مانده باشد و وقتی افکار و اعمالی به او عرضه می شود، در مقام قضاوت و داوری، به سنجش آن نشسته و بر اساس معیارها و شاخص های الهی درونی و فطری به ارزشی و ضد ارزشی بودن آن فکر و عمل رای می دهد. پس اگر آن را موافق معیارها دید تایید کرده و نشانه های سرور قلبی و ظاهری در دل و چهره شخص آشکار می شود و نوعی رضایت مندی و خشنودی و احساس سرور در وی پدید می آید، اما اگر آن را موافق شاخص های فطری خود نیافت، به سرزنش و ملامت می پردازد که در اصطلاح امروزی از آن به وجدان بیدار یاد می کنند که بهترین داور است.

همین نفس لوامه و سرزنش گر و وجدان بیدار است که مرتکب گناهان به ویژه مجرمان را چنان آزار می دهد تا برای رهایی از فشار سهمگین سرزنش های نفس لوامه خود را معرفی کرده و مجازات را بپذیرد؛ چنان که دیده شده که قاتلی به سبب همین فشار به پلیس و دادگاه رفته  واقرار به جنایت کرده تا با مجازات خویش را از فشار برهاند. خداوند به این حالت نفس انسانی سوگند خورده و می فرماید: و لا اقسم بالنفس اللوامه؛ سوگند به نفس سرزنشگر.(قیامت، آیه 2)

اما نفس لوامه گاه از سرزنش خود به سرزنش دیگران نیز رو می آورد. این عمل اگر در قالب امر به معروف و نهی از منکر و در حد متعادل و متعارف باشد، بسیار خوب و سازنده در امور اجتماعی و گسترش هنجارها و حفظ و بقای ارزش ها است؛ اما در بیش تر موارد از حالت تعادل خارج شده و به سرزنش گری افراطی گرایش می یابد. این گونه نه تنها رفتار و کنش مثبتی نخواهد بود، بلکه موجب آسیب جدی فردی و اجتماعی می شود؛ به این معنا که این رویه و کنش اجتماعی نه تنها برای شخص سرزنشگر مفید نیست بلکه در حوزه رفتار اجتماعی نیز موجب درگیری و افزایش تنش ها و گسترش اختلافات می شود. از این روست که زیاده روی در سرزنش و ملامت نتیجه عکس می دهد. از این روست که امام معصوم(ع) می فرماید: «الافراط فی الملاته یشبّ نیران اللجاج؛ زیاده روی در سرزنش کودک، آتش لجاجت را بر می افروزد و او بر کار اشتباه خود اصرار و پا فشاری می ورزد.» (تحف العقول، ص 80)

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٧ امرداد ،۱۳٩٥ - خلیل منصوری

عالم شیعی اندونزیایی مرحوم سید بافقیه

از جمله علمای برجسته شیعه اندونزیایی مرحوم سید عبدالقادر بافقیه است. وی از شخصیت های مهم علمی اندونزیایی بود که با اظهار تشیع و استبصار انفجاری دینی را در این کشور سبب شد تا آن جا که لرزه های این انفجار به خانه های امن وهابیون نیز راه یافت و شماری از ایشان و فرزندانش نیز مستبصر شدند.

فعالیت های علنی ایشان در راستای تبلیغ مذهب اهل بیت(ع) در اندونزی موجب شد تا علمای وهابی به مقابله با ایشان برخیزند و مناظره هایی را با ایشان داشته باشند.

این مناظره ها در شهر بانگری محل اقامت مرحوم سید عبدالقادر با فقیه آغاز شد و پس از مدتی با عقب نشینی محتاطانه علمای سنی مذهب و پیروزی مذهب تشیع خاتمه یافت.

امروز قبر ایشان در منطقه به عنوان یک مامن مستبصران مطرح است و دلباختگان ایشان به زیارت این عالم شیعی می روند و از روح بلند ایشان مدد و یاری می جویند.

منبع : شجره طیبه: کشور اندونزی؛ خلیل منصوری، 1377؛ ص 122 تا 127. به نقل از اولین نشست آشنایی با شخصیت علامه سید حسین حبشی، طلاب اندونزیایی مقیم قم، 1377؛ شماره سند

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢ تیر ،۱۳٩٥ - خلیل منصوری