پرستو parastoo

 

مردم دوستی در سنت و سیره

شاید یکی از زیباترین اصطلاحات در ادبیات امروز جهان نوع دوستی باشد. همین نوع دوستی است که انگیزه همدردی با دیگران را در انسان بر می انگیزد و همراهی و همدلی ایشان را سبب می شود. تاثیر این واژگان در ادبیات و گفتمان جهانی تا آن اندازه است که بسیاری از سیاستمداران جهان برای دست یابی به اهداف خود و تسلط بر افکار و قلوب جهانیان در یک جنگ نرم از آن به عنوان سلاحی کارآمد و بی هزینه بهره می گیرند؛ چرا که مسایلی چون حقوق بشر، آزادی و برابری و برادری و مانند آن که در جنگ نرم مهم ترین و کارآمد ترین سلاح می باشد، تحت مقوله نوع دوستی معنا می یابد.

به سخن دیگر، نوع دوستی و مردم دوستی در ذات انسان نهفته است و آدمی به هر دلیلی به طور طبیعی گرایش به هم نوع دارد و در جنگ هم نوع و طبیعت همواره بی توجه به نژاد، زبان، فرهنگ، دین و مذهب به یاری و یاوری هم نوع می شتابد.

البته شاید نزاعات و درگیری های در گوشه گوشه جهان شما را به این اندیشه فروبرد که اگر خصلت و طبیعت آدمی این گونه است، چرا این همه جنگ و نزاع و کشتار در جهان به وقوع می پیوندد؟ در پاسخ می بایست به این مطلب توجه داشت که تضاد منافع عامل بسیاری از جنگ ها و کشتارهاست. انسان در برابر طبیعت با هم متحد هستند؛ چون منافع ایشان این گونه اقتضا می کند که پشتیبان یک دیگر باشند، اما هر گاه دشمن غیر هم نوع شکست خورد، آن گاه در هنگام تقسیم منافع است که تضادهایی برخاسته از حق و باطل، هواهای نفسانی و با خاستگاه های دیگری از این قبیل، به جنگ هم می روند. این گونه است که هم نوع دوستی به کنار می رود و جای آن جنگ و کشتار می گیرد.

عقل و فطرت، خاستگاه نوع دوستی

با این همه، اگر انسان ها هواهای نفسانی را به کنار نهند و به جای وسوسه های شیطانی و هواهای نفسانی، فطرت و عقل خود را معیار داوری و سنجش قرار دهند، این دو حکم به نوع دوستی می کند و اختلافات از هر نوعی را امری ناپسند می شمارد؛ چرا که آن را سد راه پیشرفت فردی و جمعی بر می شمارد. به این معنا که حتی اگر شخص بخواهد به منافع بیش تری دست یابد، تحصیل آن از طریق تعاون شدنی تر و امکان پذیرتر است؛ زیرا رقابتی که بوی خون و خشونت بدهد، هرگز به پایان نمی رسد و بار کژی است که به منزل و مقصد نرسد؛ چرا که خشونت زاده خشونت است و هزینه های گزافی بر شخص و جامعه تحمیل می کند و در یک حساب انگشتی همواره اختلاف و خشونت، موجب زیان و ضرر حتی طرف برنده نزاع و درگیری است. از این روست که خداوند بر تعاون بر نیکی و تقوا تاکید می کند؛ چرا که این دو را عامل اساسی در رشد و پیشرفت همگانی بشر بر می شمارد و آسایش و آرامش عمومی را موجب می شود.

پیامبر گرامی (ص) درباره نقش عقل در ایجاد نوع دوستی و محبت با مردم می فرماید: راس العقل بعد الایمان، التودد الی الناس؛ ریشه و راس عقل پس از ایمان، دوستی با مردم است.(بحار الانوار،علامه مجلسی، ج 1، ص 131) به این معنا که اگر بخواهیم عقل را هم چون انسانی فرض کنیم، ایمان و دوستی با مردم در مقام سر آن می باشد. بنابراین، عقل هر کسی را می بایست با توجه به میزان ایمان و نوع دوستی وی سنجید و ارزیابی کرد. پس اگر کسی اهل ایمان نیست و یا سست ایمان می باشد و یا کسی که نوع دوستی در وجود او ریشه ندارد و یا نوع دوستی در او سست و ضعیف می باشد، می بایست در عقل او شک کرد.

این بدان معناست که عقل انسانی به طور طبیعی و فطری به دو امر مهم که نشانه عقل است، فرمان می دهد و گرایش می یابد که ایمان و نوع دوستی است.

امام صادق(ع) هم چنین از پیامبرگرامی (ص) نقل می کند که فرمود: التودد الی الناس، نصف العقل؛ دوستی با مردم نیمی از عقل است.(وسایل الشیعه، حر عاملی ، ج 8 ، ص 434) در این روایت نیز برای عقل و خرد دو مقوم بر می شمارد که یکی از آن نوع دوستی است. با توجه به روایت پیشین می توان گفت که نیم دیگر عقل همان ایمان می باشد. بنابراین، نشانه عقل و خرد در کسی را می بایست در همان ایمان و نوع دوستی وی جست و کسی که ایمان و نوع دوستی بی بهره است، در حقیقت از عقل و خرد بی بهره است و انسان سفیه می باشد.

راه های تقویت نوع دوستی

اکنون این پرسش مطرح می شود که چگونه می توان عقل و خرد را در خود با نوع دوستی تقویت کرد و از تاثیر وسوسه های شیطانی و هواهای نفسانی رهایی یافت و از جنگ و نزاع در امان ماند؟

از سنت و سیره معصومان(ع) که الگوهای زندگی بهتر و برتر هستند، چنین بر می آید که باید به اموری توجه یافت که موجبات انس و تالیف قلوب می شود؛ چرا که انس هر انسانی با انسان دیگر، محبت را در دل ها زنده می کند و همین آشنایی موجبات تالیف قلوب و همدلی و در نهایت همراهی و همکاری ها را تحقق می بخشد. امیرمومنان علی(ع) برای تقویت نوع دوستی در میان مردمان به ایشان سفارش می کند که به ایجاد رابطه و بخشش به عنوان دو عامل مهم در تقویت نوع دوستی توجه ویژه ای مبذول شود. آن حضرت(ع) در هنگام شهادت خویش در بستر به فرزندان خویش چنین سفارش می فرماید: علکیم بالتواصل و التباذل و ایاکم و التدابر و التقاطع؛ می بایست همواره ملازم رابطه با یک دیگر و بذل و بخشش دو سویه باشید و از قطع رابطه ها و پشت کردن به یک دیگر پرهیز کنید.(بحار الانوار، ج 74، ص 400)

امام صادق(ع) نیز در این باره سفارش می کند که با یک دیگر رابطه داشته باشید و به یک دیگر نیکی و محبت و مهربانی کنید.(همان، ص 401) آن حضرت بر چهار چیز یعنی حفظ روابط (تواصلوا)، نیکی به یک دیگر(تباروا)، مرحمت و معاطفت به عنوان عوامل تاثیرگذار در تقویت بنیادهای نوع دوستی تاکید می کند.

از دیگر عوامل تاثیرگذار، ایجاد آشنایی و حمایت حقوقی و مالی از افراد جامعه است. اگر کسی این گونه با دیگران برخورد کند، محبت و مهر خود را دل های ایشان و محبت و مهر ایشان را در دل خود می افروزد. امام موسی بن جعفر(ع) از پدرانش نقل می کند که پیامبرخدا(ص) فرمود: هرگاه یکی از شما برادر نوعی خود را دوست داشته باشد، باید از نام پدر و قبیله و عشیره او بپرسد؛ زیرا این از حقوق واجب به شمار می رود. اخوت و برادری حقیقی آن است که از برادرش در این باره بپرسد و آشنایی به دست آورد و گرنه اگر ازاین امور نپرسد معرفت و شناختی احمقانه است.(همان، ص 179)

از این روایت این معنا به دست می آید که ایجاد رابطه با شناخت اسمی عامل مهمی در ایجاد مهر و محبت برادری و هم نوع دوستی در میان مردمان است و اصولا عقل این روش را می پسندد و اگر کسی از این روش بهره نگیرد در حقیقت انسان بی خرد و احمقی است.

از دیگر عوامل تاثیرگذار، اعلان عشق و محبت به دیگری است. اگر انسان کسی را دوست دارد این مطلب را به او اعلام کند تا این گونه محبت در میان ایشان افزایش یابد. پیامبر گرامی (ص) می فرماید: هر گاه یکی از شما برادر و هم نوع خود را دوست می دارد، باید به او اعلام کند؛ زیرا این بیان و اعلام، بیش تر مایه بقای الفت و استواری محبت می شود.(نهج الفصاحه ، ج 2 ، ص 26)

امام صادق (ع) نیز بر این معنا تاکید می کند و می فرماید: هر گاه مردی را دوست داشته باشی او را از دوستی خود آگاه کن؛ زیرا این بیش تر مایه استواری و استحکام محبت در میان شما می شود.(وسایل الشیعه، ج 8، ص 435)

اصولا توجه و اهتمام به دیگری موجب می شود، تا دوستی و محبت در میان آدمی پدید آید. این که شخص از نامش و نام پدرش و مانند آن می پرسد و یا به کارهایش توجه نشان می دهد و از همراهی با او اعلام خشنودی می کند، موجب می شود تا این عطف توجه ، محبت را در دل او و طرف دیگر ایجاد کرده و یا بیافزاید. از این روست که امیرمومنان(ع) سفارش می کند که برای جلب محبت، به دیگران توجه و تعاطف داشته باشیم: من تالف الناس، احبوه؛ اگر با مردم الفت و مهربانی کنیم محبت ایشان را سبب می شویم و مردم او شخص را دوست می دارند.(غرر الحکم، ص 622)

چنان که گذشت، تواصل و پایداری در رابطه ها و تکرار آن از عوامل تقویت نوع دوستی و محبت میان مردم است. حضرت امیرمومنان(ع) بر همین اساس است که دیدار دوست را مایه روشنی چشم بر می شمارد(الاثناعشریه، ص 20) تا این گونه بیان کند که آدمی با حبیب خود می بایست دید و بازدیدهایش را تجدید کند تا دل ها و چشم ها روشن شود و مهر و محبت استوار و پایدار گردد. در این دید و بازدیدها لازم است که شخص سخنان نیک بر زبان آورد و برای دیگری دعای خیر کند(بحارالانوار، ج 74، ص 355)

امیرمومنان(ع) به این نکته توجه دارد که مردان اصولا موجوداتی شگفت هستند و از دیگران گریزان می باشند، از این روست که چاره را در تالیف می داند و راه روآوری به یک دیگر را انس و تالیف بر می شمارد و می فرماید: قلوب الرجال وحشیه فمن تالفها اقلبت علیه؛ دل های مردان ، وحشی و گریزان است. هر که با آن ها انس گیرد به او رو می آورند.(وسایل الشیعه، ج 8، ص 510)

برای این کار می بایست انسان تواضع و فروتنی را رفیق رفق خود قرار دهد و همواره با فروتنی به استقبال ایجاد محبت و مهر رود. در سیره پیامبر(ص) است که آن حضرت(ص) همواره بر دیگران در سلام پیشدستی می کردند و سبقت می جستند و هم چنین هنگامی که با کسی مصافحه می کردند دستش را دست خویش نگه می داشتند تا آن که آن مرد دستش را از دست رسول خدا(ص) بر می داشت.(همان، ص 500)

از این روست که امام صادق(ع) از امیرمومنان علی (,ع) نقل می کند که فرموده است: مومن مردی است که انس می گیرد و اگر کسی نه انس بگیرد و نه دیگران با او انس بگیرند، در چنین شخصی خیری نیست.(بحارالانوار، ج 71، ص 381)

این بدان معناست که اصولا انسان مومن و سالم و عاقل کسی است که با دیگران انس می گیرد و به دیگران محبت و مهر می ورزد و به هم نوع دوستی و علاقه دارد؛ چرا که می بایست همانند پیامبرش(ص) رحمت برای جهانیان باشد و برای رسیدن مردمان به کمال و رهایی از خسران، خودش را حتی در رنج افکند، چنان که پیامبر(ص) این گونه بود و در این راه چنان رفت که خداوند وی را توصیه می کند که کم تر خود را بیازارد.

باشد با پیروی از سنت و سیره معصومان(ع) در مسیر نوع دوستی واقعی گام برداریم و نه برای پیروزی در جنگ نرم، از عدالت ، مهر ورزی ، نوع دوستی ، حقوق بشر و آزادی سخن بگوییم بلکه به حقیقت خواهان آن باشیم ، چنان که پیامبررحمت للعالمین این گونه بود.

 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٩ تیر ،۱۳۸٩ - خلیل منصوری