پرستو parastoo

 

ولایت در امر به معروف

اسلام دین اجتماعی است. جنبه اجتماعی دین آن چنان قوی است که جهات دیگر آن گاه مغفول افتاده است. البته برخی تلاش می کنند با نگاهی گزینشی به  آیات و روایات، تنها به جنبه عرفانی و شخصی آن بها دهند و دین را از حالت اجتماعی
آن بیرون کنند. با این همه، از نظر آموزه های قرانی دست یابی به کمال مطلق و انسان
کامل تنها در سایه توجه به همه جنبه های آموزه های اسلامی است و اگر انسانی در حوزه تزکیه و سیر و سلوک به کمالی رسید و از طریق عبودیت و شریعت به حقیقت دست یافت تنها زمانی انسان کامل و متاله خواهد بود که به جنبه اجتماعی دین خود رجوع کرده و دستگیر دیگران گردد.

از دعوت تا ولایت

این دستگیری دیگران به دو شکل دعوت و ولایت انجام می گیرد. به این معنا که هر انسانی نسبت به آن چه آموخته مکلف است تا خود بدان عمل کرده و دیگران را نیز به آن بخواند و دعوت نماید. هر چند که جنبه دعوت نوعی نگره اجتماعی را برای دین اسلام تبیین می کند؛ چرا که اصولا دعوت و خواندن دیگران به کاری خود یک عمل اجتماعی است؛ اما اسلام به این بسنده نکرده و فراتر از دعوت بر ولایت تاکید دارد.

ولایت به این معناست که هر شخصی نسبت به دیگران وظیفه و تکلیفی دارد که می بایست آن را انجام دهد. به این معنا که هر مسلمانی مکلف است تا دیگران را به کاری تکلیف نماید. این تکلیف کردن به شکلی مبتنی بر حکومت و دستور از عالی به دانی است.

امر و نهی، نشانه های ولایت

برای تبیین این معنا می بایست به این نکته توجه داشت که در اسلام و آموزه های قرآنی سخن از امر به معروف و نهی از منکر است. امر و نهی همواره از سوی کسی انجام می گیرد که دارای ولایت و حاکمیت باشد. تنها شخصی که دارای ولایت و حکومت است می تواند به دیگری امر کند. بنابراین به شکلی امر کننده و نهی
کننده، در مقام برتر و عالی تر قرار دارد که این برتری می تواند حقیقی یا اعتباری
باشد.

خداوند در آیاتی چند رابطه میان مومنان و امت اسلام را رابطه اخوت و ولایت دانسته است. به این معنا که رابطه ای برادرانه و محبت آمیزی است که همراه با نوعی ولایت و حکومت همراه است. هر مومنی نسبت به مومن دیگر ولایت دارد و می بایست او را به مسیر خیر و هدایت دعوت بلکه فرمان دهد و از مسیر گمراهی و ضلالت پرهیز و نهی کند.

همین ولایت میان مومنان است که مجوز امر به معروف و نهی از منکر می شود. پس هر مومنی موظف است تا معروف یعنی کارهای پسندیده عقلی و شرعی را بشناسد و منکر یعنی کارهای ناپسند عقلی و شرعی را بشناسد و ضمن این که به معروف عمل
می کند دیگران را بدان دعوت و حتی امر و فرمان دهد و نسبت به منکر نیز ترک و دیگران را به ترک آن فرمان دهد.

البته در ساختار نظام سیاسی کشور نیز می بایست سازمان و تشکیلاتی دیده شود که به این مهم اقدام کرده و ولایت کامل تری را در حد تنبیه و مجازات دارا بوده و بدان عمل کند. از این روست که خداوند فرمان می دهد که از بخشی از امت می بایست این مسئولیت را طور رسمی به عهده گرفته و سازمان امر به معروف و نهی از منکر تشکیل دهند: ولتکن منکم امة تدعون الی الخیر وتأمرون بالمعروف وتنهون عن المنکر؛ باید از شما بخشی باشد که به خیر دعوت و به معروف امر و از منکر نهی می کند.(اعراف، ایه 165)

در این آیه دو عنوان دعوت و فرمان آمده است. به این معنا که دعوت به کارهای خیر وظیفه ای است و امر و نهی کردن وظیفه دیگری است. تفاوت دعوت و فرمان را می توان در عمل اجتماعی به خوبی ردگیری و شناسایی کرد.

به عنوان نمونه در بسیاری از مکاتب انسانی مانند بودایی دعوت دیگران به کارهای خیر و  فضایل اخلاقی و آداب اجتماعی وجود دارد. در فرهنگ بودایی دعوت به اصول اخلاقی هشت گانه ای چون ترک زنا، مستی، دروغ و بدگویی و مانند مطرح می باشد، ولی هرگز این دعوت به شکل ولایت مطرح نیست. به این معنا که نه مانک و روحانی بودایی تارکان این اصول را تنبیه و مجازات می کند و نه حکومت و حاکمیتی برای مومنان به بودایی وجود دارد تا اعمال ولایت کنند. بر این اساس، آموزش های بودایی
تنها خواهان دعوت به ترک زنا و بی عفتی یا مستی می باشد و اگر کسی شراب خوری کرده و مست نماید و یا بر خلاف اصول اخلاقی بودایی زنا کند، مجازات و تنبیه نمی شود؛ زیرا این اصول اخلاقی تنها به عنوان هنجارها شناسایی و تشویق می شوند و  اگر کسی مرتکب خلاف آن شود، مجازات نمی شود. این در حالی که در آموزه های اسلامی، مثلا در همین دو امر پیش گفته نه تنها شخص به عنوان گناهکار شناخته می شود ، بلکه به عنوان مجرم نیز شناخته و تنبیهاتی برای او در نظر شده که نسبت به آن اعمال می شود.

اگر مثلا عفت و حیا امری اخلاقی است،‌ بی عفتی و بی حیایی به عنوان بزه شناخته می شود و تنبیه دنیوی و اخروی به دنبال دارد. به این معنا که در دنیا مجازات و کیفر شده و در آخرت به همین جرم و گناه نیز عذاب می شود.

آموزه های اسلامی از مردم می خواهد تا خیر را بشناسند و بدان دعوت کنند. از جمله کارهای خیر می توان به ایثار و احسان و انفاق اشاره کرد.
دعوت به این امور عملی پسندیده است. در کارهای خیر اگر کسی تخطی کرد و مثلا احسان و ایثار و انفاق نکرد، مجازات و تنبیه نیست؛ اما در کارهایی که با عنوان معروف و منکر شناخته می شود، نه تنها سخن از دعوت نیست بلکه سخن از امر و نهی است. به این معنا که شکل عمل اجتماعی به خود گرفته و در حکم ولایت می باشد.

هر شخص مومن نه تنها می بایست دیگران را به دعوت کند، بلکه می بایست در یک گام بالاتر  در معروف و منکر اعمال ولایت نماید؛ زیرا معروف و منکر ارتباط تنگاتنگی با عمل اجتماعی دارد و لازم است تا همگان در عمل اجتماعی نظارت و حاکمیت مثبت اعمال کنند.

به هر حال، حوزه معروف و منکر، حوزه عمل سیاسی و ولایت است و فراتر از حوزه خیر می بایست افزون بر دعوت اعمال ولایت در آن اجرا شود.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٢ شهریور ،۱۳٩٠ - خلیل منصوری