پرستو parastoo

 

ابتلای مومن به آزمون و مصیبت

یکی از اصطلاحات قرآنی بلاء‌حسن است.(انفال، آیه 17) بلاء به معنای آزمون و آزمایش است. خداوند در آیات قرآنی هنگامی که از سنت های حاکم بر جهان و جامعه سخن به میان می آورد از سنت بلاء و ابتلاء می گوید و بر این نکته تاکید دارد که انسان همواره در آزمون است.(عنکبوت، آیه 2؛ اعراف،‌آیه 168)
در فلسفه امتحان و آزمون این معنا مورد تاکید است که انسان ها در آن ها می توانند ظرفیت های خود را افزایش داده و استعدادهای خود را فعلیت بخشیده و به کمالات دست یابند. در حقیقت آزمون های الهی،‌ دانشگاه های علمی و کاربردی برای نه تنها سنجش استعدادها(آل عمران، آیه 142) بلکه افزایش ظرفیت ها و فعلیت بخشی به استعدادهاست. این آزمون ها در دو شکل ضراء و سراء یعنی با نعمت و نقمت انجام می گیرد.(بقره، آیه 214)
بلاهایی که در سراء و شکل نعمت آن صورت می گیرد به بلای حسن و اگر در شکل ضراء و نقمت باشد به عنوان بلای سیئی شناخته می شود.(تفسیر نمونه، ج 7، ص 116)
از امیرمومنان علی(ع) روایت است که ایشان فرمود: البلاء للظالم ادب و للمؤمن امتحان، و للانبیاء درجة؛ برای برای ستمگر ادب و مجازات و تنبیه است؛ برای مومنان آزمون و برای پیامبران درجه و مرتبت است.(بحار الانوار، ج 67، ص 235(
در این روایت سه کارکرد برای آزمون های الهی بیان شده است که ناظر به فلسفه آزمون های الهی است. نقش مثبت آزمون در زندگی بشر چنان مهم است که در آیات و روایات از آن به کلید خوشبختی  بشر نیز یاد شده و گفته اند: البلاء للولاء؛ بلا برای دوستان و اهل ولایت است. در حقیقت هر که مقرب تر است جام بلایش بیش تر می دهند تا این گونه بر کمالات و قرب او افزوده شود و به درجات و مقامات برتر دست یابد.
امام باقر (ع) در این باره می فرماید : إنَّ اللّهَ تَبارَکَ وَ تَعالی إذا أحَبَّ عَبداً غَتَّهُ بِالبَلاءِ غَتّاً وَ ثَجَّهُ بِالبَلاءِ ثَجّاً فإذا دَعاهُ قالَ لَبَّیکَ عَبدی لَئِن عَجّلتُ لَکَ ما سَأَلتَ إنّی علی ذلِکَ لَقادرٌ و لَئِنِ ادَّخرتُ لَکَ فَما ادَّخرتُ  لَکَ فَهُوَ خَیرٌ لَکَ ؛ خداوند تبارک و تعالی چون بنده ای را دوست دارد در بلا و مصیبتش غرقه سازد و باران گرفتاری بر سرش فرود آرد و آنگاه که این بنده خدا را بخواند فرماید: لبیک بنده ی من ! بی شک اگر بخواهم خواسته ات را زود اجابت کنم می توانم اما اگر بخواهم آن را برایت اندوخته سازم این برای تو بهتر است.(اصول کافی، ج2 ، ص253، باب شدة ابلاء المومن حدیث 7)
امام باقر (ع) هم چنین در سخنی دیگر می فرماید : إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَیَتَعَاهَدُ المُومِنُ بِالبَلَاء کَمَا یَتَعَاهَدُ الرَّجُلُ اَهلَهُ بالهَدِیَّةِ مِنَ الَغیبَةِ وَ یَحمِیهِ الدُّنیَا کَما یَحمِی الطَّبیبُ المَریضَ؛  خداوند عزیز و با جلال از بنده مؤمنش با رنج و بلا دلجویی می کند، همچنان که شخص با هدیه ای که از سفر آورده، از خانواده اش دلجویی می کند و خدا مومن را از دنیا پرهیز می دهد، همچنان که طبیب بیمار را (از بعضی خوردنی ها و آشامیدنیها) پرهیز می دهد.(اصول کافی، ج2 ، ص255، باب شدة ابلاء المومن حدیث17)
امام صادق (ع) نیز در این باره با اشاره به نقش ولایت در افزایش کمی و کیفی بلا می فرماید : إنَّ فی کِتابِ عَلیٍّ إنَّ أشَدَّ النَّاسِ بَلَاءً النَّبیّونَ ثُّمَ الوَصیُّونَ ثُّمَ الأمثَلُ فَالأمثَلُ وَ إنَّما یُبتَلَی المُومِنُ عَلَی قَدر أعمالِهِ الحَسَنَةِ فَمَن صَحَّ دِینُهُ وَ حَسُنَ عَمَلُهُ أشتَدَّ بَلَاؤُهُ وَ ذَلِکَ أنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَم یَجعَل الدُّنیا ثواباً لِمُؤمِن وَ لَا عُقُوبَة لَکافِر وَ مَن سَخُفَ دینُهُ وَ ضَعُفَ عَمَلُهُ قَلَّ بَلَاؤُهُ وَ أنَّ البَلَاءَ أسرَعُ إلَی المُومِنُ التَّقیِّ مِنَ المَطَرِ إلَی قَرَار الأرض؛ درکتاب علی آمده: شدیدترین بلاها در بین آفریدگان، نخست به پیامبران و سپس به اوصیاء می رسد و آنگاه به مثل و شبیه ترین مردم به آنها. مومن به مقدار نیکی هایش آزموده می شود. هر که دینش درست و کارش نیک باشد، بلایش شدیدتر است، چرا که خدای عزوجل دنیا را مایه پاداش مومن قرار نداده و نه وسیله عذاب کافر. اما آن که دینش نادرست و کارش سست باشد، بلایش اندک است. بلا به انسان مومن پرهیزکار زودتر می رسد تا باران به سطح زمین.(اصول کافی، ج2 ، ص259، باب شدة ابلاء المومن حدیث29)
در حقیقت بلاء برای بنده مومن عامل رشد و کمال یابی است و اگر بتواند صبر پیشه کند و مقاومت نماید، موجبات اتمام اکمال خود را فراهم می آورد و مسیر کمالی را در شخصیت و شاکله وجودی خود می پیماید و سازه های اخروی خود را به شکل کامل تری می سازد.(آل عمران، آیه 142)
امام صادق (ع) به نقش بلا در رشد و کمال یابی انسان و سازه های آخرتی توجه می دهد و می فرماید: اِنَ فِی الجَنَه مَنزِلَهً لَا یَبلُغُهَا عَبدٌ اِلَا بِالِابتِلَاء فِی جَسَدِهِ؛ در بهشت مقام و منزلتی وجود دارد که هیچ بنده ای به آن نرسد،مگر به درد و بیماری ای که در بدنش حادث شود. (اصول کافی، ج2 ، ص255، باب شدة ابلاء المومن حدیث 14)
به سخن دیگر، دست یابی به برخی از منازل و مراتبی کمالی برای انسان تنها با رنج و مشقت و مصیبت فراهم می اید و این گونه نیست که انسان در آسایش و آرامش بتواند به مقامات چون مقام صابرین دست یابد؛ چرا که مقام صابرین مقامی است که انسان در مشکلات برای رهایی و چاره جویی از آن، به تدبر و تفکر می پردازد و از استعدادها و ظرفیت های وجودی خود برای برونرفت و حل مشکلات بهره می گیرد و استقامت و توانایی خود را این گونه افزایش می دهد.
همین نقش مهم و تاثیر گذار بلا در شکل گیری شخصیت و ماهیت انسان در دنیا و سازه آخرتی اوست که امام صادق(ع) آن را منتی از سوی خداوند می شمارد و می فرماید: إنَّ المُومِنَ مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَبِأَفضَلِ مَکَان ثَلَاثاً إنَّهُ لَیَبتَلِیهِ بِالبَلَاء ثُمَّ یَنزعُ نَفسَهُ عُضواً عُضواً مِن جَسَدِهِ وَ هُوَ یَحمَدُ اللهَ عَلَی ذَلِکَ؛ جایگاه مومن نزد خدای عزوجل برترین جایگاه است و این جمله را سه بار فرمود چرا که گاه بنده ای را خداوند به گرفتاری مبتلا می سازد و می فرماید . آنگاه جانش را عضو عضو از پیکرش بیرون می کشد، در حالی که وی بر این پیشامد خداوند را حمد و ستایش می گوید.( اصول کافی، ج2 ، ص254، باب شدة ابلاء المومن حدیث 13)
آن حضرت(ع) هم چنین در جایی دیگر می فرماید: یَا عَبدَ اللهِ لَو یَعلَمُ المُومِنُ مَا لَهُ مِنَ الاَجرِ فِی المَصَائِبِ لَتَمَنَی اَنَهُ قُرَضَ بِالمَقَارِیضُ؛  ای عبد الله، اگر مومن می دانست که پاداش مصائب و گرفتاری هایش چه اندازه است،آرزو میکرد با قیچی تکه تکه شود.(اصول کافی، ج2 ، ص255، باب شدة ابلاء المومن حدیث15)
رنج و بلاء و مشقت نقش مهمی در کشف استعدادها و رشد و تکامل آن دارد. بلاء با مومن کاری می کند تا در یک بستر طبیعی استعدادهای خود را بروز دهد و در برابر مصیبت ها و مشکلات زندگی خود افزون بر دست یابی به صبر، فرصت برونرفت را بیابد و توانایی خود را اشکار و هویدا سازد. از این روست که امام صادق (ع) به نقش مصیبت در زندگی انسان و کمال یافتن او توجه می دهد و بلا را هم چون بادی می داند که همواره بر گیاه می وزد تا او را به کمال برساند : قَالَ رَسُولُ اللهِ مَثَلُ المَؤمِن کَمَثَل خَامَةِ الزَّرع تُکفِئُها الرِّیاحُ کَذَا وَ کَذَا و کَذَلِکَ المُومِنُ تکــفِئُهُ الأوجاعُ وَ الأمراضُ وَ مَثَلُ المُنافِق کَمَثَل الإرزَبَّةِ المُستَقیمَةِ الَّتی لا یُصِیبُها شَیءٌ حَتّی یَأتِیَهُ المَوتُ فَیَقصِفَهُ قَصفاً؛  رسول خدا فرمودند: حکایت مومن حکایت ساقه گیاه است که بادها آن را به این سو و آن سو کج و راست می کنند. مومن هم به واسطه ی بیماریها و دردها کج و راست می شود.اما حکایت منافق، حکایت عصای آهنین بی انعطافی است که هیچ آسیبی به آن نمی رسد، تا اینکه مرگش به سراغش می آید و کمرش را در هم می شکند.(اصول کافی ج2 ص257؛ باب شدة ابلاء المومن حدیث25)
یکی از کارکردهای بلا، تذکر و یاد آوری است تا آدمی از دام غفلت رهایی یابد؛ زیرا زندگی انسان در دنیا به گونه ای است که دچار غفلت می شود و زینت های دنیوی آدمی را به خود مشغول می سازد. این جاست که بلاء به ویژه از آن مصیبت آن می تواند آدمی را بیدار کرده و توجه به آخرت داده و او را برای تحرکات بیش تری برای آخرت تقویت و تشویق کند و با تاکید بر ناپایداری دنیا او را به پایداری آخرت دعوت کند. امام صادق (ع) در بیان نقش تذکری بلا برای مومنان می فرماید:المومِنُ لَا یَمضِی عَلَیهِ اربَعُونَ لَیلَه الَا عَرَضَ لَهُ امرُ یَحزُنُهُ یُذَکَرُ بِهِ؛ چهل شب بر بنده مومن نگذرد مگر اینکه واقعه ای برایش رخ دهد و او راغمگین سازد و به واسطه آن ، متذکر گردد.(اصول کافی، ج2، ص254، باب شدة ابلاء المومن حدیث 11)
به هر حال نمی بایست نقش منفی برای بسیاری از بلاء ها و مصیبت هایی که بر آدمی می آید قایل شد،‌بلکه می بایست بیش تر به نقش مثبت آن توجه یافت و از هر بلا چه شکل های بد و خوب و نعمت و نقمت آن، درس گرفت و از فواید و اثار آن بهره برد.

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٥ آبان ،۱۳٩۱ - خلیل منصوری