پرستو parastoo

 

سنتی زشت

برخی از رفتار ها و سنت ها با نوعی تناقض همراه است . وقتی یک نفر از بیرون نگاه می کند این احساس تناقض را بهتر درک می کند، ولی وقتی در مجموعه و نظام اجتماعی و فرهنگی قرار می گیرد این تناقض یا کم تر محسوس است و یا خود را اصلا خود را  نشان نمی دهد. البته بود این سنت ها مشکلی هم برای افراد داخل نظام پیش نمی آورد و امور به خیر و خوشی می گذرد، مگر آن که کسی از بیرون به این تناقض ها اشاره کند و یا تلنگر بزند در این صورت است که به سرعت به یک معضل اجتماعی تبدیل می شود. جوانان در داخل مجموعه و نظام گاهی همین نقش بیرونی را بازی می کنند و اجتماع را به چالش می کشانند . علت این امر را باید در نو جویی جوانان و دگرگونی خواهی آنان جستجو کرد.

روزی جوانی که کتاب داستان راستان به دستش رسیده بود و آن را مطالعه کرده بود از من پرسید : در این کتاب خواندم که علی (ع) از شهر ایرانی انبار می گذشت و مردم آن سامان به جهت خوشامدگویی به استقبال وی شتافتند. پس از آن به همراه خلیفه به راه افتادند و در حالی که آن حضرت سوار بود ایشان پیاده در پی آن بزرگوار  می دویدند . حضرت ایستاد و از ایشان پرسید : چرا در پی من می دوید؟ این چه کاری است که می کنید؟

ایرانیان انباری گفتند: این یک نوع احترام ما به بزرگان است و یک سنت و ادبی که درباره آنان به جا می آوریم.

آن حضرت فرمود: این کار، شما را در دنیا به رنج می اندازد و در آخرت به شقاوت و بدبخت می کشاند . همیشه از این گونه کارها که شما را پست و خوار می کند ، خوداری کنید . افزون بر این که کارهای شما چه فایده ای به حال آن افراد دارد؟

من پرسشم این است که در جمهوری اسلامی که الگوبرداری از حکومت نبوی و علوی است چرا چنین کارهای انجام می شود ، در حالی که آن بزرگواران به شدت از آن بازداشته اند.

گفتم: از جهتی حق با تو است. ولی نمی شود که به استقبال بزرگان کشور نرفت. با این پیشوازی و بدرقه مشروعیت و محبوبیت نظام نشان داده می شود . کاری نداریم که این مسئول چه کسی است . اگر این کار را می کنیم برای تبلیغات جهانی است و نوعی قدرت نمایی و این که ملت از دولت جدا نیست و در حقیقت نوعی بیعت است.

گفت: چه نیازی است که به استقبال آنان برویم . ما این کارها را می توانیم با تظاهرات و راهپیمایی نشان دهیم چنان که نشان هم می دهیم .

گفتم: استقبال را قبول ندارم که کنار گذاشه شود. چون استقبال و بدرقه از سنت های اسلامی است و خود آن بزرگواران این کار می کردند. مثل بدرقه امام در هنگام تبعید ابوذر به ربذه به دست عثمان و یا استقبال از پیامبر در مدینه در هنگام ورود و تشریفمایی ایشان. حتی در خود همان کتاب داستان راستان آمده است که روزی امام با مردی نصرانی همراه می شود و وقتی به یک دو راهی می رسد که راه ایشان از همسفرش جدا می شد آن حضرت چند گامی در پس نصرانی به عنوان بدرقه می رود و نصرانی می پرسد مگر راه شما از آن سو نبود؟ اما پاسخ می دهد: آری ولی راهم را کج کردم تا چند گامی شما را بدرقه کنم تا حق همسفری را به جا آورده باشم. آن نصرانی از این کار امام شگفت زده و مسلمان شد.

پس بدرقه و به پیشواز رفتن سنتی خوب و نیکو است به ویژه اگر آن اشخاص از دانشمندان و مسئولان خدمتگزار و بلندمرتبه باشند. آن چه امام آن را مردود دانسته است شیوه این پیشوازی است چون دویدن در پی اسب و ماشین و مانند آن امری نادرست و باعث ذلت و خواری مومنان است و اسلام هرگز ذلت و خواری را برای کسی نمی پسندد چه رسد ذلت و خواری مومنی.

بنابراین باید از مردم خواست تا سنت نیکوی استقبال و بدرقه را به نحو اسلامی آن به جا آورند و در پی ماشین آنان ندوند و خود را خوار نسازند و مسئولان هم زمینه چنین رفتار ناهنجاری را پدید نیاورند و نپسندند که مومنی خوار و ذلیل شود.

گفت: من هم چنین چیزی را می خواستم بگویم . مگر مردم ما نوکر هستند تا چنین خوار و ذلیل شوند در که حالی که به فرموده قرآن عزت و سربلندی خاص خدا و پیامبر و مومنان است. پس وای بر کسی که مومنی را خوار گرداند ولو به ایچاد زمینه ناپسند این سنت بد و زشت و ناهنجار . شما چه می گویید؟ گفتم: من هم.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸٥ - خلیل منصوری