پرستو parastoo

 

نابكار زايندگان

ناپلئون درباره نقش حساس زن و مادر در شكل گيري فردي و اجتماعي ملت  مي‌گفت: براي ايجاد ملتي بزرگ بايد نخست مادراني خوب، تربيت كنيم.

مقدمه نخست: در كتاب جامعه شناسي دوره دبيرستان براي بيان عوامل سه گانه تاثيرگذار در ساخت شخصيت انسان (يعني وراثت، محيط اجتماعي و زمان) مثالي جالبي آورده شده بود كه مي‌خواهم براي بيان مطلبم از آن استفاده كنم. در آن جا آمده بود كه چگونه يك محله و محيط نامناسب از نظر شكل ساختمان و معماري موجب مي‌شد كه بچه‌ها به مجموعه‌هاي خشن تبديل شوند. در طرحي كه از سوي دانشگاهي اجرا شده بود جمعيت آن منطقه و محله را جا به جا كردند و از افراد باشخصيت و سالم و بهنجاري استفاده كردند ولي پس از مدتي همين تازه واردان به همان مشكل پيشين دچار شدند. در آن زمان به اين نتيجه رسيدند كه نوع معماري در تغيير ساختار شخصيتي انسان نقش تاثيرگذاري را بازي مي‌كند. در يك بررسي ديگر نشان داده بودند كه چگونه دو برادر يكي بزهكار و ديگري مثبت و خوب وقتي وارد آمريكا شدند، نسلي از خوبان و بدان پديد آوردند. برادر بزهكار با زني نابكار ازدواج و ثمره اين ازدواج فرزنداني شرور بوده كه تا اواخر قرن بيستم شماري بزرگ از جنايتكاران را تشكيل مي‌دادند برخلاف فرزندان برادر ديگر كه بسياري از فعالان سياسي و فرهنگي و علمي‌ جامعه را تشكيل مي‌دادند.

مقدمه دوم: دولت فرانسه حجاب را به عنوان يك عامل مضر اجتماعي و مخالف مباني سكولار تشخيص داده و با اين پديده اجتماعي به شدت مبارزه مي‌كند به طوري كه هرگونه استفاده از حجاب جرم و موجب از دست دادن آموزش و كار و شغل و.. مي‌شود. از نظر دانشمندان و سياستمداران غربي حجاب نه يك عقيده شخصي بلكه يك پديده ناهنجار اجتماعي شناسايي و به جامعه معرفي شده است.

ديشب در برنامه خبري هشت و سي گروهي از دانشجويان رشته علوم انساني در تريبون آزاد مساله حجاب را يك عقيده شخصي دانسته و مبارزه با پديده بي‌حجابي را امري نادرست بر شمرده و به شدت هر گونه برخورد با آن را رد كرده و آن را خروج از مباني و اصول آزادي عقيده ارزيابي كرده اند. به نظر اين كارشناسان ايراني حجاب نه يك پديده اجتماعي بلكه يك امر شخصي و باور ديني و اعتقادي است.

نتيجه:‌ مي‌گويند كه حضرت نوح نهصد سال در ميان قومش درنگ كرد و آنان را به توحيد فراخواند ولي نتيجه اي نبخشيد. خود آن حضرت در بيان ناكارآمدي فعاليت‌هاي تبليغي خود به مسايل چندي اشاره دارد كه يكي از مهم‌ترين آن‌ها اين جمله است: اينان جز نابكار و فاسق نمي‌زايند. به اين معنا كه از اينان نمي‌توان توقع هدايت را داشت؛ زيرا اينان مردماني فاسد و نابكاري هستند كه بستر هرگونه فعاليت درست و نيكويي را از ريشه بركنده اند. بنابراين از نظر جو فرهنگي و اجتماعي و بسترهاي وراثتي و اجتماعي و تربيتي نمي‌توان به اين قوم اميدي داشت. اين دقيقا همان چيزي است كه در محله بدنام شيكاگو  و آن دو برادر رخ داده است.

حال به نظر شما حجاب يك پديده اجتماعي است يا يك عقيده شخصي؟ آيا از مادراني كه خودشان تربيت درستي ندارند و از نظر شخصيتي مشكل دارند مي‌توان اميد ملتي با شخصيت داشت؟ آيا براي تربيت ملتي بزرگ مي‌توان به چنين مادراني و يا پدراني سست عناصر تكيه كرد؟ آيا نوح زمان ما بايد بگويد: ولايلدوا الا فاجرا. و از زبان پيامبر از ازدواج با گلهاي مزبله‌اي بر حذر دارد؟

نيتجه گيري را به خودتان وا مي‌گذارم.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٥ - خلیل منصوری