پرستو parastoo

 

شتر فراري

اخلاق سياسي يكي از مباحث مهم در حوزه انديشه سياسي است. كتاب هاي بسياري از زمان هاي كهن تاكنون در اين باره نوشته شده است. حتي مي‌توان قابوسنامه ، كليله و دمنه ، مرزبان نامه و گلستان را در اين حوزه شمرد. سياست نامه خواجه نظام الملك و اخلاق ناصري و كتب ديگر نيز اين موضوع را مورد توجه قرار داده و ماكياولي در شهريار نيز بدان پرداخته است. اصول و عرف روابط بين الملل نيز بر چارچوب آن مي‌چرخد. من نمي‌خواهم در اين جا اين اصول اخلاق سياسي را از كتب نظري بازخواني كنم.‌ خوانش آن را مي‌توانيد خودتان انجام دهيد و اگر خواستيد بازتوليد كنيد. من به عنوان يك مسلمان نمونه عيني و عملي از يك رفتار و منش سياسي پيامبر (ص) را نقل مي‌كنم و از شما مي‌پرسم تا چه اندازه دولتمردان ما بدان وفادار بوده اند و آيا به حق و راستي و درستي ما شيعه بوده ايم يا نه؟

روزي مردي بياباني به حضور پيامبر مشرف شد و از آن حضرت چيزي خواست.‌ پيامبر به او عطا كرد. سپس از او پرسيد: آيا به تو احسان و نيكي كرده‌ام؟ آن مرد گفت: نه! هرگز به من احسان و نيكي نكردي.

ياران از ناسپاسي اين مرد خشمگين شدند و قصد اذيت او را داشتند، اما پيامبر آنان را از تعرض به وي بازداشتند.

آن گاه حضرت به منزل رفتند و مقداري بيشتري را به او عطا كردند و فرموند: آيا اكنون از من راضي و خشنود شده‌اي ؟ گفت: آري يا رسول الله!

آن حضرت آن گاه رو به مرد بياباني كرد و گفت: چون نزد يارانم سخناني گفتي كه آنان را آزردي و آنان نسبت به تو بدگمان و بدبين شدند ، اگر دوست داري نزد آنان مي‌رويم و تو خشنودي خودت را بيان مي‌كني تا بدگماني از ايشان زدوده شود. آن مرد پذيرفت و به همراه پيامبر نزد ياران آمدند و پيامبر فرمود: اين مرد از ما راضي و خشنود گشته است.‌ آيا چنين نيست؟

بياباني گفت: آري ! خداوند به تو و خانواده‌ات پاداش نيكو دهد!

آن گاه پيامبر رو  به ياران كرد و فرمود: مثل من و اين مرد مانند كسي است كه شترش فراري شده و مردم در پي آن كرده‌اند تا آن را بگيرند و به صاحبش برگردانند ولي شتر مي‌ترسد و از ترس مردم بيشتر مي‌گريزد. اما صاحبش مي‌گويد: رهايش كنيد! من خودم مي‌دانم چگونه او را رام كنم.‌ آن گاه به آرامي ‌نزد شترش مي‌آيد و دستي به سرش و رويش مي‌كشد و خاك و غبار از تن و چهره‌اش مي‌زدايد و آرام آرام افسار او را به دست مي‌گيرد.‌ اگر من شما را با اين مرد تنها مي‌گذاشتم شما او را به خشم و به گناه اهانت و بد زباني‌اش به قتل مي‌رسانيديد و او در حال كفر داخل دوزخ مي‌شد. ( سفينه البحار ، محدث شيخ عباس قمي‌، ج 1 ص 416)

 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٥ - خلیل منصوری