پرستو parastoo

 

تفکیک روشی

روش به به گفته تازیان منهج و به تعبیر لاتینی آن متد، هر چند از دیر باز در میان دانشمندان و اندیشمندان مطرح بوده است، ولی در این سده‌های معاصر به جهاتی مورد اهتمام جدی قرار گرفته است تا آن جا که برخی گفته‌اند که روش مساوی با حقیقت است. البته مراد این گویندگان تنها روش تجربی و حسی است که مبنای علوم جدید حتی روانشناسی و فلسفه جدید قرار گرفته است. این مبالغه از سوی درست می‌نماید البته مشروط بر آن که تنها روش تجربی و حسی را ملاک قرار ندهیم. به این معنا که اگر هر یک از روش‌های که فرد برای رسیدن به حقیقت به کار می‌گیرد اگر به درستی و کامل مورد استفاده قرار گیرد می‌توان گفت که روش همان حقیقت است؛ به این معنا که نتیجه به کارگیری درست و کامل هر روشی چیزی جز دریافت حقیقت نیست.

ناگفته نماند که این حقیقت به دو معنا مراد خواهد بود: یکم به معنای خودش و دوم به معنای واقعیت؛ زیرا مراد من از واقعیت و حقیقت دو مفهوم جداگانه است. آن چه از معنای واقعیت مراد شده آن است که برای آن تحقق خارجی است و در خارج دارای ما به ازایی است. اما حقیقت لایه بالاتر و فراتری است که ممکن است که در عالم خارج هنوز مابه ازایی نداشته باشد با ٱن که می‌بایست این گونه می‌بود. به سخن دیگر هر واقعیتی حقیقت نیست و عنوان حق بر آن بار نمی‌شود. بسیاری از پدیده‌های اجتماعی و روانی وجود دارد که امری واقع و دارای واقعیت خارجی هستند ولی نمی‌بایست موجود می‌شدند و با آن که واقعیت دارند ولی بهره ای از حقیقت نبرده اند. ستم و کشتن و دشنام در پدیدهایی است که واقعیت دارد، ولی حقیقت ندارد و می‌بایست بر پایه اصول اخلاقی حقیقت نداشته باشد. بسیاری از حقایق است که در خارج واقعیت نیافته اند و باید حقیقت یابند مانند عدالت جهانی. البته می‌توان این گونه گفت که واقعیت امری وجودی است و بر پایه مبانی برای آن یک ما به ازای در نظر انسان می‌توان یافت. با تاکید بر این نکته که در این جا واقعیت به معنای واقع فیزیکی نیست هر چند که مراد دانشمندان تجربی‌گرا تنها واقعیت فیزیکی است. اما حقیقت امری است که در حوزه اخلاقی و بایدها معنا می‌یابد. بنابراین واقعیت امری در حوزه هست‌ها و حقیقت امری در حوزه بایدها.

اما این که چرا روش همان حقیقت (به معنای واقعیت) است؟ در پاسخ به این پرسش باید توجه داشت که روش‌های رسیدن به حقیقت (واقعیت اعم از فیزیکی و متافیزیکی ) متعدد و متنوع است. همه حقایق را نمی‌توان تنها از طریق روش تجربی و حسی دریافت. روش آزمایشگاهی و آزمون و خطا تنها یکی از روش‌های رسیدن به حقیقت است که کاربرد آن به ویژه در این سده‌های اخیر به خوبی روشن شده است.  کشفیات و اختراعات بی شمار انسان امروز همه مدیون بهره‌گیری از روش تجربی است. اما افزایش گستره کاربرد آن در حوزه‌های دیگری که دور از دسترس تجربه و حس و آزمایشگاه است نه تنها مفید نیست و انسان را به حقیقتی نمی‌رساند، بلکه گاه موجود نادیده گرفتن ساحاتی و بخش‌های از حقایق و واقعیت‌ها می‌گردد و یا انسان را در جایگاه انکار می‌نشاند تا نسبت به بخشی از حقایق و واقعیت‌ها خود را نابینا سازد. روش تجربی در حوزه فیریک آن هم با کمک عقل کلی‌نگر (نه کل نگر) و تعمیم‌بخش، تنها می‌تواند بخشی از واقعیت را نشان دهد. همین روش در بخش‌های دیگر ناتوان است. این ابزار روشنگر در آن ساحات و بخش‌ها جز ابزار بازدارنده و فریب‌دهنده نخواهد بود.

برای دریافت حقایق در بخش‌های دیگر باید از روش‌های دیگر بهره جست. روش‌های چون روش عقلی فلسفی می‌تواند بخش دیگری از حقایق را روشن کند. از دیر باز اندیشمندان و دانشمندان به نامی‌ چون ارسطو کوشیدند تا با بهره‌گیری از روش‌های مختلف و البته مرتبط با هر ساحت و بخشی، حقیقتی را آشکار و واقعیتی را بنمایانند.

مشکل از آن جا آغاز شد که برخی با تاکید بر روشی و تعمیم آن در همه بخش‌ها کوشیده‌اند تا همه واقعیت‌ها در همه بخش‌ها را تنها با همان روش بشناسند و کشف نمایند؛ چنان که تجربی‌گرایان افراطی چنین کرده و چنین خواستند. در سوی دیگر برخی با به کارگیری همه روش‌های عقلی و نقلی و تجربی کوشیدند تا در یک بخش از همه آن روش‌ها بهره گیرند. در جایی که می‌بایست از روش فلسفی و عقلی بهره گرفته شود، از روش تجربی و نقلی و ذوقی بهره جسته‌اند و این نه تنها حقایق و واقعیت‌ها را چنان که باید و شاید روشن نساخت، بلکه بر ابهام آن افزود و حقیقت را در پرده‌ای از تاریکی و ابهام فرود برد.  به نظر می‌رسد که اعتراض تفکیکان به ملاصدرایان از این باب باشد. از شیخ علی اکبر الهیان نقل شده است که وی به شدت روش صدرایی را نقد می‌کرد و در باب فلسفه تاکید بسیار بر استفاده از روش سیناوی داشت. روش سیناوی چیزی جز به کارگیری هر روشی در حوزه و ساحت خود نبود. از این رو، وی از روش ریاضی در علوم نقلی استفاده نمی‌کرد و روش ذوقی را در فلسفه و روش عقلی را عرفان به کار نمی‌گرفت. بنابراین به کارگیری روش تفکیک روشی سیناوی برای دریافت واقعیت‌ها نه تنها بهترین روش بلکه تنها روش است. به ویژه در حوزه تعلیم و تربیت نمی‌بایست روش‌ها  را به هم آمیخت . چنان که در مقام تحقیق و پژوهش نیز این امر نادرست است. تنها در زمانی که انسان برای تقریب اذهان آن هم با احتیاط بسیار می‌تواند از روش‌های متعدد بهره جوید. از این رو می‌توان گفت مکتب تفکیک اولا و بالذات باید هوادار تفکیک روشی باشد.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٥ شهریور ،۱۳۸٥ - خلیل منصوری