پرستو parastoo

 

هنجارشناسي خوابيدن

هنجارها در حوزه رفتار شناسي تحليل و تبيين مي گردد. در حقيقت هنجارها ، نوعي ارزش گذاري وداوري در باره رفتارهايي است كه از انسان به عنوان موجودي عاقل سر مي زند. در روان شناسي و جامعه شناسي ، رفتارها در دو دسته اصلي رفتارهاي هنجاري و رفتارهاي ناهنجار يا نابهنجار قرار مي گيرند. بنابراين مراد از هنجارشناسي قسيم ناهنجار شناسي نيست بلكه به عنوان مقسم مورد توجه است. اشتراك قسم ومقسم بدان معنا نيست كه مفهوم و مراد از هر دو يگانه است، بلكه نوعي اشتراك شبه لفظي و شبه معنوي را بايد در ميان آن ها قايل شد. مراد از هنجار در مقسم كه هنجار شناسي گفته شد، داوري در باره رفتارهايي است كه به عنوان يك پديده رواني و يا جمعي از انسان سر مي زند؛ اما مراد از هنجار در قسم نوعي داوري در باره برخي از رفتارهاست كه با امتياز مثبت ارزش گذاري شده و مورد تاييد روان شناسان و جامعه شناسان به عنوان بيانگران و تبيين كنندگان داوري مردم قرار گرفته است.

در مساله خوابيدن به عنوان يك رفتار و پديده انساني در دو حوزه روان شناسي و جامعه شناسي از آن بحث مي شود. خواب هر چند كه امري غريزي و رفتاري طبيعي بيرون از اراده انساني است و اما چگونگي خوابيدن و كيفيت آن امري مبتني بر اراده آشكار و يا نيمه آشكار آدمي است. بنابراين اگر نتوان در باره اصل خواب به عنوان يك پديده طبيعي داوري و ارزشگذاري كرد ولي مي توان درباره چگونگي و مباحث از اين دست آن بحث و بررسي كرد و در حوزه تحليل علمي به داوري درباره آن پرداخت. به اين معنا كه چگونگي خوابيدن پديده رفتاري است و مي توان از نظر روان شناسي و جامعه شناسي به تحليل داده هاي علمي و نتيجه گيري و داوري درباره آن اقدام كرد. سنجش خوابيدن براي درك و تحليل رفتارهاي فرد بسيار مثبت و سازنده است و مي توان از اين راه به شناخت شخصيت آدمي و سلامت روحي و رواني فرد دست يافت.

قرآن با توجه به اصل تاثير عناصر تركيبي بشر در شخصيت آدمي به اين مساله توجه داشته و به روش هاي مختلف آن را مورد تحليل و تبيين قرار داده است. هر چند هدف قرآن و آيات آن نگرشي روان شناختي و يا جامعه شناختي صرف به پديده نيست ولي اين بدان معنا نيست كه به اين مسايل در چارچوب رفتار شناختي و تحليل وضعيت بشر و راهنمايي او بر پايه آن به سوي مقصود متعالي بي توجه بوده است. قرآن به هر چيزي كه در شناخت ماهيت انسان به او كمك مي كند پرداخته است تا با توجه به مجموعه اي از ذاتيات و فطريات و غرايز موجود در بشر راه هاي شكوفايي ظرفيت ها و توانايي ها و امكانات در وي را به وي بازشناساند . اين گونه بهتر مي توان به بشر امكان داد تا به هدف اصلي خلقت كه شناخت توحيد در همه ابعاد و بندگي و پرستش و رسيدن به كمال مطلق است ، دست يابد. از اين رو آيات قرآن با توجه اصل هدايت گري به همه نكات و ظرفيت هاي توجه داده و امري را فروگذار نكرده است. بر پايه همين باور و تاكيد بر آن است كه مي فرمايد: تبيانا لكل شي(سوره نحل آيه  89) قرآن بيانگر همه چيز است. اين بدان معناست كه چيزي كه موجبات هدايت و راهنمايي وي را براي مقصد و مقصود فراهم مي آورد ، فروگذار نكرده است؛ نه آن كه همه چيز ربط و بي ربط را بيان كرده باشد؛ زيرا هدف از ارسال قرآن هدايت است.( بقره آيه 2)

از آن جايي كه قرآن بشر را موجودي تركيبي بازشناسايي مي كند و ميان روح و جسم ، تن و جان و نيز تن و روان به عنوان نفس ارتباط و همبستگي مي يابد به تاثير و تاثر متقابل ميان آن دو تاكيد مي ورزد. روان(نفس) تا زماني كه در تن قرار دارد بر تن تاثير گذاشته و از آن تاثير مي پذيرد. بنابراين به عنوان دو متغير همبسته (اگر نگوييم دو علت متقابل و دو معلول متعاكس) از يك ديگر تاثير مي پذيرند و بر روند يك ديگر آثار مثبت و يا منفي اي به جا مي گذارند. جان (روح) به عنوان امري الهي در شكل نفس(روان) در بشر ظاهر و پديدار مي گردد و هنگامي كه اين فرايند طبيعي طي شد در دو شكل كامل از آدمي خارج و بيرون مي رود و مرگ ظاهر مي گردد. بنابراين تا زماني كه روح در تن آدمي و بشر است (نفس و يا روان ) نام دارد : الله يتوفي الانفس حين موتها والتي لم تمت في منامها ...لقوم يتفكرون ؛ خداوند روان ها را در هنگام مرگشان به طور كامل مي گيرد و نيز روان هايي كه در هنگام خواب نمردند . روان هايي كه حكم مرگ بر آن ها رانده شده است نگه مي دارد و ديگران را تا زماني كه معين و مقدر است باز مي فرستد . در اين عبرت است بر اي كساني كه مي انديشند.( سوره زمر آيه 49) ؛ خداوند در هنگام خواب به صورت كامل روان ها و نفوس مردم را از تن مي گيرد، و اگر نمرده باشد و زمان مرگش فرا نرسيده باشد آن نفس و روان را به تن باز مي گرداند.

مساله ما در اين جا آن نيست كه جان و روان چيست و چه تفاوت ها و اشتراكاتي دارند و وجوه تمايز و اختلاف آن دو چيست؟ بلكه مي خواهيم درباره چگونگي خوابيدن و اين كه از نظر روان شناختي بيشتر و جامعه شناختي كم تر در يابيم كه آيا همه گونه هاي خوابيدن يكي و يگانه است و هيچ گونه تفاوتي ميان آن دو نيست ؟ يا تفاوت هايي مهم و تاثيرگذاري دارند كه مي توان بر پايه آن به ارزش گذاري و داوري در باره آن اقدام كرد و شخصيت ها را از نظر روان شناختي به سالم  و ناسالم و از نظر جامعه شناختي به هنجاري و نا هنجاري دسته بندي كرد؟

به نظر مي رسد كه روان شناسي دست كم از اين مساله به سادگي نمي گذرد و رفتارهاي آدمي را در حوزه متاثر از روان تحليل و تبيين مي كند . اين امر موجب مي شود كه روان شناسان به مساله خواب و خوابيدن به عنوان رفتارها و پديده هاي مهم بيانگر از روان آدمي توجه و اهتمام ويژه اي داشته باشند و در اين باره به تحقيقات و پژوهش هاي ميداني و باليني اقدام كنند . بررسي هاي علمي و داده هاي پژوهشي بسياري مويد اين نظريه  و نگرش بوده است كه روان متعادل و يا نامتعادل آدمي تا چه اندازه در رفتارهاي اراديي و حتي غير ارادي وي تاثير مي گذارد. براي نمونه نوع قرار دادن دستان در هنگام خواب معاني و مفاهيم مختلف و متضادي دارد و بيانگر روحيه افراد است. اين كه كسي دستانش را جلوي صورت خود مي گيرد و به صورت گاردي مي خوابد بيانگر مفهومي است و اگر خود را مچاله كند و دستان را در ميان دو پا قرار دهد، معنا و مفهوم ديگري دارد و بيانگر شخصيت متفاوت وي با فرد ديگر است.

در ايات قرآن نيز به اين مساله توجه شده است. قرآن در آيه 191 سوره آل عمران مي فرمايد: ان في خلق السموات و الارض و اختلاف الليل و النهار لايات لاولي الالباب الذين يذكرون الله قياما و قعودا و علي جنوبهم؛ در آفرينش آسمان ها و زمين و آمد و شد شب و روز نشانه هايي است براي كساني كه خردورزند و به محتوا و باطن پديده ها توجه دارند. آنان كساني هستند كه خداوند را در حالت ايستاده و نشسته و خوابيده بر پهلوها ياد مي كنند.

در اين آيه از ويژگي هاي خردمندان و باطن نگران تيزبين اين دانسته شده است كه خدا را در حالت هاي سه گانه ايستاده و نشسته و خوابيده به پهلو ياد مي كنند. بنابر اين سخن از حالتي است كه در خواب اين افراد دارند. خردمندان خدا يادكن كساني هستند كه بر پهلويشان مي خوابند.

در آيه 16 سوره سجده كه در توصيف مومنان است مي فرمايد: تتجافي جنوبهم عن المضاجع يدعون ربهم خوفا و طمعا؛ پشت و پهلوهايشان را از رختخواب جدا و خالي مي كنند و از رختجواب بيرون مي آيند و پرودگارشان را از روي ترس و اميد(طمع) مي خوانند.

در اين جا نيز وقتي مومنان خدا ترس و اميدوار را معرفي مي كند در توصيف ايشان به مساله خوابيدن بر پهلوها تاكيد مي شود.

آيات ديگري بر اين مساله توجه داده است كه مي توان از آن ها به عنوان شاهد و مويد بهره برد. ولي همين اندازه از آيات براي بيان مقصود ما كافي است كه انسان مومن و شخصيت سالم قرآني كسي است كه نوع و حالت خوابيدن وي اين چنين است. كساني كه از نظر شخصيت سالم هستند كساني هستند كه خوابيدن آن اين گونه است. بنابراين از نظر هنجاري و داوري در رفتار خوابيدن بايد گفت كه قرآن اين گونه خوابيدن را به عنوان يك هنجار تاييد مي كند و آن را رفتار مومنان و خردمندان تيزبين خدا ترس مي داند.

در روايت است كه پيامبران بر پشت و طاقباز مي خوابيدند و به آسمان مي نگريستند و عالمان به پهلوي راست و مومنان به پهلو چپ مي خوابند. به اين معنا كه هر چه روح و روان سالم و قوي تر باشد در چگونگي خوابيدن افراد نيز تاثير مي گذارد.

البته در روایت دیگری خوابیدن به پهلوی چپ به منافقان نسبت داده شده است:  احمد بن اسحاق خدمت امام حسن عسكرى عليه السلام رسيد و از او در خواست كرد نوشته اى به او بدهد آنگاه قلمى را هم كه امام عليه السلام با آن نوشت از او مطالبه كرد و عرض كرد: فدايت شوم مطلبى در دل دارم كه بخاطر آن غمگينم ، مى خواستم آن را از پدر شما سوال كنم كه موفق نشدم .
حضرت فرمود: سوال تو چيست ؟

عرض كردم : آقاى من ! از پدران شما براى ما روايت كرده اند كه خوابيدن پيامبران بر پشت و خوابيدن مومنين به جانب راست و خوابيدن منافقين به جانب چپ و خوابيدن شياطين برو و بطور دمر است ، آيا همين طور است ؟

حضرت فرمود: بله همين طور است .

در حديثي كه درباره شب شهادت اميرمومنان آمده است اين مساله به گونه ديگري مورد توجه قرار گرفته است. در روايت است كه هنگامي كه اميرمومنان (ع) وارد مسجد شد پس از اقامه نماز شب و مستحبات ديگر هنگام اذان مردماني كه در مسجد از مسافران خفته بودند بيدار كرد. وقتي به ابن ملجم رسيد او را ديد كه بر شكم خفته است و خطاب به وي فرمود: برخيز اي مرد! كه چون شيطان خفته اي.

مستحب است قبل از خوابيدن به بيت الخلاء رود.چنان که
مستحب است كه انسان بر دست راست و رو به قبله بخوابد و دست راست را زير صورت بگذارد.
اما خوابيدن روى دست چپ و خوابيدن به رو، مكروه است . چرا كه بر رو خوابيدن ، خوابيدن شيطان است . در روايت آمده است : هر وقت كسى را ديديد كه بر رو خوابيده است او را بيدار كنيد و مگذاريد بر آن حال بخوابد.

به نظر مي رسد كه خفتن بر شكم پديده اي نادرست و از نظر ارزشي جزو رفتارهاي ناهنجار است و كسي كه اين گونه مي خوابد از نظر شخصيتي فردي ناسالم از ديدگاه قرآن و اسلام است. اين رفتار نادرست و ناسالم حكايت از فقدان سلامت شخصيتي فرد مي كند.

برخی از وبلاگ های مانند این نشانی  http://www.irib.com/presidency/medical1/health2/health6.htm به این مساله نگاهی دارد که با هم می خوانیم:

.

http://www.garmsarnews.com/sleeptest.htm


    وضعيت مناسب خوابيدن و خارج‌شدن از تختخواب

 

· سعي كنيد هرگز روي شكم نخوابيد، اگر بدليل كمردرد حاد ناگزير از اين كار هستيد حتماً يك بالش كوچك زير شكم يا تنه قرار داده و يك پا را كمي خم كنيد و بالش زير سر نگذاريد.

 


 

 


· راحت‌ترين شكل خوابيدن به صورت طاق باز يا به پهلو مي‌باشد. اگر طاق باز مي‌خوابيد و هيچگونه درد و ناراحتي در زانو نداريد، از يك بالش كوتاه زير زانوها استفاده نمائيد. هنگام به پهلوخوابيدن، زانوها خم باشد به طوريكه كف دست به آنها برسد. در هنگام درد حاد كمر مي‌توان از يك بالش كوچك بين دو زانو استفاده كرد.

 


 

 

صحيح

 

 

 


                       صحيح

 

 

 

 تشتك بايد صاف و محكم باشد. از تشكهاي خيلي سخت و يا فلزي و شل استفاده نكنيد.

 

· اندازه بالش بهتر است كوتاه (ارتفاع حدود 10-5 سانتي‌متر) باشد. در اين شرايط زاوية سر در حدود 30-15 درجه قرار مي‌گيرد و بهترين وضعيت جهت كاهش فشار روي عضلات گردن و در نتيجه ريشه‌هاي عصبي مي‌باشد.

 

· هيچگاه به طور ناگهاني از تختخواب خارج نشويد، بلكه ابتدا به طرف كنار تخت بچرخيد و زمانيكه پاها از لبة تخت آويزان شد با كمك دستها مدتي بنشينيد و سپس برخيزيد. رعايت اين وضعيت بخصوص در مواقع كمردرد حاد ضروري است.

 


http://www.alborznews.net/shownews.asp?u=8011

 

حالت خواب شخصیت آدم را لو میدهد

»اگر می خواهيد به شخصيت واقعی کسی پی ببريد بهتر است به نحوه خوابيدن او نگاهی بياندازيد.

دانشمندان معتقدند که موقعيت بدن در حال فرو رفتن به خواب، سرنخ مهمی درباره شخصيت فرد به دست می دهد.

بگزارش سلامت نیوز پروفسور کريس ايدزيکوسکی، مدير موسسه "خدمات ارزيابی و مشاوره خواب" شش حالت عمومی تر موقعيت بدن در خواب را بررسی کرده و متوجه شده است که هر يک از اين حالات به يک گروه شخصيتی ارتباط دارد.

وی گفت: "همه ما وقتی بيداريم متوجه حرکات و سکنات خود (body language) هستيم، اما اين نخستين باری است که توانسته ايم ببينيم حالت بدن ما هنگام خواب چه تعبيری دارد."

"جالب اينکه شخصيت آدمی با وضعيتی که بدن در حالت خواب به خود می گيرد در اغلب موارد شديدا با آنچه انتظار داريم در تعارض است."

حالت هايی که دکتر ايدزيکوسکی مطالعه کرده به شرح زير است:

•جنينی: کسانی که به هنگام خواب از بغل چمباتمه می زنند، افرادی در ظاهر سرسخت اما قلبا حساس توصيف می شوند. ممکن است در برخورد اول با ساير افراد خجالتی باشند، اما به سرعت حالت طبيعی خود را بازمی يابند.

اين عمومی ترين حالت خواب است و 41 درصد از هزار نفری که مورد مطالعه قرار گرفتند را شامل می شود. تعداد زنانی که در اين حالت می خوابند بيش از دو برابر تعداد مردان است.

•خوابيدن رو به پهلو (15 درصد): دراز کشيدن روی يک طرف بدن درحالی که دو بازو نيز به موازات بدن راست شده باشد. اين گروه افرادی ساده گير و اجتماعی هستند که مايلند خود را قاطی جمع کنند و به بيگانگان اعتماد می کنند، با اين حال ممکن است زودباور باشند.

•خوابيدن رو به پهلو با دستان باز (13 درصد): گفته می شود کسانی که روی پهلو می خوابند و هر دو دست خود را به طرف مقابل باز می کنند شخصيت باز و گشاده ای دارند اما می توانند مظنون و بدبين باشند. در تصميم گيری کند هستند، اما زمانی که تصميمی گرفتند بعيد است از آن برگردند.

•خوابيدن به پشت با دستان بسته (8 درصد): کسانی که به پشت می خوابند درحالی که دستانشان به پهلوها چسبيده معمولا افرادی ساکت و خوددار هستند. از هياهو می پرهيزند، اما برای خود و ديگران معيارهای برجسته می گزينند.

•خوابيدن روی شکم (7 درصد): کسانی که رو به تشک می خوابند درحالی که با دست هايشان بالش را بغل کرده و سر را به يک طرف برگردانده اند اغلب آدم هايی خوش معاشرت و جسور هستند، اما در عين حال می توانند عصبی و زودرنج باشند و از انتقاد يا شرايط دشوار خوششان نمی آيد.

•خوابيدن رو به پشت با دستان باز (5 درصد): کسانی که به پشت می خوابند و دست های خود را باز می گذارند دوستان خوبی می يابند چون هميشه آماده گوش سپردن به ديگران و دراز کردن دست ياری هستند. اين گروه معمولا علاقه ندارند در مرکز توجه باشند.

باقی کسانی که در اين مطالعه شرکت کردند گفتند موقع به خواب رفتن حالت ثابتی ندارند يا از آن بی خبرند.

عواقب بهداشتی

پروفسور ايدزيکوسکی همچنين تاثير حالات مختلف خواب بر سلامت انسان را مطالعه کرد.

او به اين نتيجه رسيد که حالت رو به دشک برای هضم غذا مفيد است درحالی که حالات رو به پشت با دستان باز يا بسته احتمالا بيش از ساير حالات به خرناس و خواب بد منجر می شود.

اين تحقيقات همچنين نشان داد که افراد معمولا حالت خوابيدن خود را عوض نمی کنند. تنها 5 درصد گفتند هر شب در حالت مختلفی به خواب می روند.

پروفسور ايدزيکوسکی همچنين دريافت که خوابيدن درحالتی که يک دست يا پا رو به جلو راست شده در بريتانيا عموميت بيشتری دارد.

يک دهم افراد نيز مايلند به هنگام خواب تمام بدن را با پتو بپوشانند.


پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٦ آذر ،۱۳۸٥ - خلیل منصوری