پرستو parastoo

 

نقد فيلم ابراهيم خليل الله(ع)

اصولا قصد ندارم فيلمي را نقد كنم ؛ چون اين امري فني و دانشي خاص است كه مي بايست اهل آن بدان بپردازند. ولي هر چه باشد به عنوان يك قرآن پژوه به خود حق مي دهم كه در باره محتواي آن نظر بدهم. البته مي توانم به عنوان يك تماشگر عادي سينما نيز ديدگاه خود را بيان و ابراز كنم كه مي كنم.
اما از نظر محتوا :
اين فيلم به چيزي كه نمي مانست يك فيلم علمي _ تاريخي و مذهبي بود. از نظر محتوا به مهم ترين عناصري كه قرآن بر آن تاكيد ورزيده اشاره اي نداشت. ابراهيم (ع) به عنوان نخستين پيامبري كه مي توان او را بينانگذار شرايع توحيدي بر شمرد از جايگاه ويژه اي در ميان شرايع الهي چون يهوديت و مسيحيت و اسلام برخوردار است. قرآن در آيات بسياري به شخصيت و تاثير و نقش مهم و اساسي او در پايه گذاري اصول توحيدي در ميان مردم پرداخته است. در اين روايت كه فيلم بدان پرداخته است به جنبه هاي مهمي كه در باورهاي مردم تاثيرات ژرفي مي توانست به جا گذارد پرداخته نشده است. معجزات وي به گونه اي بيان شده است كه آن را از حد معجزه به بازي كودكانه اي بيشتر نزديك مي كند.
اعتقادات و نقش مهم او در بت شكني و اين كه چگونه با استدلال خود گروه هاي بت پرست ، ستاره پرست ، ماه پرست و خورشيد پرست را به تامل و ترديد در باورهايشان وادار مي سازد. متهم كردن بت بزرگ براي اين كه او مي خواهد بزرگي كند و خدايان ديگر را بر نمي تابد، در اين فيلم ناديده و به صورت شگفتي از آن گذشته است.
اصولا به مساله مهم معاد و حركت ابراهيم(ع) با كشتن و ريز ريز كردن پرندگان و خواندن و جان يافتن آنان اشاره نشده است.
در باره ساره پرداخت درستي انجام نشده و مهماني و بشارت به تولد اسحاق هيچ انگاشته شده است . حضور تمثل و تجسدي فرشتگان و كشتن حيوان و دعوت به غذا اصولا جايگاهي در اين قصه ابراهيمي نداشت. 

به مساله هاجر نيز به درستي پرداخته نشده و از مساله بناي كعبه و سراب و زمزم به صورتي سريع و گذارا گذشته است.

درباره مساله نمرود و استدلالات وي و مبهوت و واماندگي از پاسخ در برابر برهان ابراهيمي و داستان پشه و جنگ و لشكركشي او و به هم شدن اسمان و زمين كه در روايات معتبر آمده است چنان مي گذرد كه نسيمي وزيده باشد. حتي تماشاگر بدون پيشنيه نمي تواند بفهمد كه چرا نمرود در بالاي برج و بارو ناگهان با بيني خود ور مي رود. پتك هاي كه براي رهايي از فشار پشه در مغز بر سر و كله مي كوفت ناديده گرفته شد.

در مساله قرباني به گونه اي رفتار شده كه گويي جلادي خون ريز جان مي گيرد. قرباني نشسته و و جلاد ايستاده از پشت سر و موي كشان ؛ در حالي كه صراحت قرآني اين است كه : تله للجبين ( هنگامي كه او را به صورت بر خاك خواباند) كاري كه مردم در هنگام ذبح گوسفند با آن مي كنند. نه چنان كه فيلم نموده است.

و.... 

اي كاش مي شد كه نويسنده و يا نويسندگان به اين دايره المعارف قرآن و يا اعلام قرآن مركز فرهنگ نگاهي اجمالي مي كردند تا از اين هم اشتباه و ...  دور مي ماندند.

اما از نظر هنري

اگر به اين فيلم هاي تخيلي كه هاليود مي سازد نگاهي مي شد، شايد دستكم مانند فيلم زنبورها  و يا فيلم هاي ديگري الگو مي گرفتند. آن آتش كوچك و آن منجنيق و يا ... ديگر بس است ما كه از اين فيلم خوششمان نيامد.

پول و وقت تلف كردن يعني اين .

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٥ - خلیل منصوری