پرستو parastoo

 

نهضت امام حسين (ع) و مساله امر به معروف

امر به معروف و نهي از منكر يكي از اصول دهگانه است كه به عنوان بنياد شريعت اسلام شناخته شده است. در نگره قرآني برخي از اصول و مفاهيم به عنوان مفاهيم و اصول كليدي مورد توجه است كه ديگر اصول و فروع بر مدار آن مي گردد . اگر نماز و روزه و حج و جهاد و خمس و زكات ، امر به معروف و نهي از منكر و تولي و تبري از مهم ترين و اساسي ترين  اصول دين اسلام است ، بنابراين نمي توان به سادگي از مساله امر به معروف و نهي از منكر گذشت . شايد از اين روست كه آيات بي شماري از قرآن به اين مساله به صورت كلي ويا مصداقي پرداخته و نمونه هاي عيني و تاريخي از آن را طرح و بيان مي كند. اين دو اصل قرآني از جايگاه و اهميت ويژه اي در نگره قرآني برخوردار است. گاه از اين دو اصل در كنار ايمان به خدا و آخرت ياد شده است (آل عمران آيه 114) و گاه پيش تر از بر پاداشتن نماز و زكات به عنوان ويژگي اي اساسي مومنان قلمداد شده است ( توبه آيه 71) و فقدان و يا مخالفت و يا عمل به عكس آن را از ويژگي هاي منافقان برشمرده است ( توبه آيه 67) و از ويژگي هاي مومنان و حاكمان و امت نمونه عمل به آن دانسته شده است(نحل آيه 90 و نيز اعراف آيه 157).

اين اصل از چنان جايگاه و اهميت در قرآن و اسلام برخوردار است كه خداوند از آن  به عنوان يكي از ويژگي هاي شناسايي پيامبر اسلام در كتاب هاي آسماني  ياد مي كند و مي فرمايد: در كتاب تورات و انجيل  نوشته شده است كه آن رسول امي كسي است كه آنان را به معروف دستور مي دهد و از منكر و زشت باز مي دارد.( اعراف آيه 157)

هر چند امر به معروف و نهي از منكر به جهاتي در اسلام اهميت و از جايگاه ويژه اي به جهت ابعاد حكومتي آن برخوردار گرديده است ولي اين بدان معنا نيست كه اين اصول پيش از اين در شرايع ديگر آسماني ناديده گرفته شده و بدان اهميتي نمي داده اند، بلكه آيات قرآني بيان مي دارد كه امت هاي پيشين به جهت ناديده گرفتن اين دستور الهي از سوي پيامبرانشان لعن شده اند .( مائده آيه 78 و 79) و يا به گناه ترك امر به معروف و نهي از منكر از سوي خداوند به عذابي سخت گرفتار شدند.( اعراف آيه 165) و بر اين كه بني اسرائيل مردماني هستند كه جز اندكي از ايشان از فساد باز نمي داشتند ، مورد سرزنش سخت قرار گرفته و توبيخ شده اند.( هود آيه 116) و حتي لقمان به عنوان يكي از مهم ترين اصول اسلامي فرزندش را به آن فرا مي خواند و مي گويد: اي پسرم ! نماز به پا دارد و امر به معروف كن و از منكر باز دار و بر آن چه به تو مي رسد شكيبايي كن !( لقمان آيه 17)

همه آن چه گفته شد آياتي بود كه بر اهميت و جايگاه مهم و اساسي اين اصول تاكيد مي ورزند و آن را بسيار حياتي بر شمرده و خواهان مراعات آن از سوي مومنان و عمل به اين وظيفه مي شود.

دو وظيفه اجتماعي

شايان گفتن است كه مومن افزون بر اين كه خود مي بايست اهل معروف و دوري از منكر و زشتي ها باشد ، ديگران را به سوي معروف بخواند و از منكرات دور نمايد. به اين معنا كه اين اصول بيانگر مساله توجه اسلام به امور و مسائل اجتماعي است. در حقيقت از همان آغاز پس از خودسازي همت و اهتمام مومنان را به ديگر سازي توجه مي دهد . چنان كه در آيات سوره عصر پس از بيان اين كه مومن چه كساني هستند و اين كه به خودسازي مي پردازند به مساله اجتماعي پرداخته و از ويژگي هاي مومنان راه يافته و رهايي يافته و از زيان گريخته به مساله سفارش ديگران به حق (ايمان ) و عمل به كارهاي شايسته و صالح مي پردازد تا بيان كند كه اسلام بر خلاف آن چه در شرايع تحريفي وجود دارد شريعتي است كه به دو جنبه فردي و اجتماعي قضيه توجه دارد.

از آن جايي كه امر به معروف و نهي از منكر جنبه فردي نداشته و وظيفه اي اجتماعي است و در روابط انسان با ديگران معنا و مفهوم مي يابد ، به گونه اي است كه به جنبه سياسي يعني  به مسايلي چون سلطه و ولايت ارتباط پيدا مي كند و از اسلام را از حوزه دين و شريعت فردي به شريعتي سياسي تبديل مي نمايد. در حقيقت همين مساله امر به معروف و نهي از منكر از جمله براهين و ادله استواري است كه مي توان به كمك آن اسلام سياسي را اثبات كرد؛ زيرا بدون سلطه و ولايت امكان اين وجود ندارد تا فردي،  ديگري را به عمل به كارهاي پسنديده ومعروفي دعوت و يا از اعمال منكر و زشت بازدارد.

قرآن در آيات چندي به ولايت مومنان بر يك ديگر توجه داده است كه بيانگر آن است كه نوعي ولايت سياسي در حوزه دين و شريعت تجويز شده است . به نظر مي رسد كه ناديده گرفتن اين بعد سياسي دين از سوي برخي تنها از جهت عدم آشنايي با دين اسلام و يا از جهت تحريف و مقابله با حقايق ديني است.

قرآن با تعبيراتي گوناگون به موضوع امر به معروف و نهي از منكر پرداخته تا وجوب عيني آن را بر مومنان و مسلمانان اثبات كند . تعبيراتي چون ولايت برخي بر برخي ديگر( توبه آيه 71) امر به عرف ( اعراف آيه 199) و امر به عدل ( نحل آيه 90) امر به قسط( آل عمران آيه 21) و نهي از سوء ( اعراف آيه 165) و نهي از فحشاء ( نحل آيه 90) و نهي از فساد ( هود آيه 116) و نهي از گناه ( مائده آيه 63) نمونه هاي از اين دست آيات است كه به اين مهم اشاره داشته و وجوب آن را اثبات مي كند. محتواي اين آيات و آيات ديگري از قرآن بر ضرورت و لزوم امر به معروف و نهي از منكر در جامعه اسلامي و سرزنش و نكوهش امت و كساني دارد كه آن را ترك كرده و به سرنوشت شومي دچار و گرفتار گشته اند.

هم چنين براي معروف و منكر در آيات قرآني مصاديق بي شماري بيان شده است كه برخي شمار مصاديق معروف در قرآن 44 مورد و مصداق و مصاديق منكر را 48 مورد بر شمرده اند. ( امر به معروف و نهي از منكر ، حسين نوري همداني ، دفتر تبليغات ، 1377 ص 83 و 84)

 

نهضت حسيني و وظيفه امر به معروف و نهي از منكر

چنان كه گفته شد امر به معروف و نهي از منكر دو فرع مهم از فروع دين و از ضروريات دين اسلام به شمار مي آيد و با توجه به احكام مشتركي كه دارند همواره در كنار هم مطرح مي شوند. مباحث آن در دو حوزه كلامي و فقهي مورد طرح و بررسي قرار مي گيرد. از آن جايي كه نگره شيعي به اين مساله برخلاف اهل سنت اهميت و فراگيري احكام آن است يكي از مهم ترين و چالشي ترين مباحث ميان دو نگره به شريعت محمدي است. اما آن چه در اين جا مورد توجه اين نوشتار است ، تاثير اين مساله در نهضت امام حسين (ع) و رخداد طف است.

هدف قيام امام حسين(عليه السلام) را مي توان به آسانى و بدون تكلّف از سخنان آن حضرت استنباط كرد.
آن گاه كه امام(عليه السلام) بر اثر تهاجم عمّال حكومت ناچار شد از مدينه خارج گردد، در ضمن نوشته هاى، هدف حركت خود را چنين شرح داد:

1 ـ «إِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى، أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَأَسيرَ بِسيرَةِجَدّى وَأَبى عَلِىِّ بْنِ أَبيطالِب»; يعنى: «من از روى خود خواهى و خوشگذرانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم، من فقط براى اصلاح در امّت جدّم از وطن خارج شدم.
مىخواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سيره و روش جدّم و پدرم على بن ابيطالب عمل كنم.»در اين سخن چند نكته مهمّ، شايان توجّه است:1 ـ اصلاح امّت، 2 ـ امر به معروف و نهى از منكر، 3 ـ تحقّقِ سيره و روش پيامبر و على(عليهم السلام).

2 ـ آن حضرت در مقام ديگرى فرموده است:«أَللّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ ما كانَ مِنّا تَنافُسًا فى سِلْطان وَلاَاِلْتماسًا مَنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَلكِنَّ لِنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِنْ دينِكَ وَنَظْهِرَ الاِْصْلاحَ فى بِلادِكَ وَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مَنْ عِبادِكَ ويُعْمَلَ بِفَرائِضِكَ وَسُنَنِكَ وَأَحْكامِكَ.»«بار خدايا! تو مى دانى كه آنچه از ما اظهار شده براى رقابت در قدرت و دستيابى به كالاى دنيا نبوده، بلكه هدف ما اين است كه نشانه هاى دينت را به جاى خود برگردانيم و بلادت را اصلاح نماييم، تا ستمديدگان از بندگانت امنيّت يابند و به واجبات و سنّتها و دستورهاى دينت عمل شود.»در اين سخن هم چند نكته قابل توجّه است:1 ـ برگرداندن نشانه و علائم دين به جاى اصلى خود،2 ـ اصلاحات در همه شهرها،3 ـ ايجاد امنيّت براى مردم،4 ـ فراهم ساختن زمينه عمل به واجبات و مستحبّات و احكام الهى.
3 ـ در برخورد با سپاه حرّ بن يزيد رياحى فرمود:«أَيُّهَا النّاسُ فَإِنَّكُمْ إِنْ تَتَّقُوااللهَ وَتَعْرِفُوا الْحَقَّ لاَِهْلِهِ يَكُنْ أَرْضى للهِ وَنَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّد(صلى الله عليه وآله وسلم) أَوْلى بِوِلايَةِ هذا الاَْمْرِ مِنْ هؤُلاءِ الْمُدَّعينَ ما لَيْسَ لَهُمْ وَالسّائرينَ بِالْجَوْرِ وَالْعُدْوانِ.»«اى مردم اگر شما از خدا بترسيد و حقّ را براى اهلش بشناسيد، اين كار بهتر موجب خشنودى خداوند خواهد بود.

ما اهل بيت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)، به ولايت و رهبرى، از اين مدّعيانِ نالايق و عاملان جور و تجاوز، شايسته تريم .»

4 ـ و نيز در مقام ديگر فرمود:«إِنّا أَحَقُّ بِذلِكَ الْحَقِّ الْمُسْتَحَقِّ عَلَيْنا مِمَّنْ تَوَلاّهُ.»«ما اهل بيت به حكومت و زمامدارى ـ نسبت به كسانى كه آن را تصرّف كرده اند ـ سزاوارتريم.»از اين دو بخش از سخن امام(عليه السلام) نيز به وضوح استفاده مىشود كه آن حضرت خود را شايسته رهبرى و زمامدارى بر مردم مىداند، نه يزيد فاسد و دستگاه جائر او را.

بنابراين، هدف امام حسين(عليه السلام) در اين قيام ، تحقّقِ كاملِ حقّ بوده است.
امورى كه آن حضرت به عنوان فلسفه قيامش به آنها اشاره مى كند، از قبيل: اصلاح امّت، امر به معروف و نهى از منكر، تحقّق سيره پيامبر و على، برگرداندن علائم و نشانه هاى دين به جاى خود، اصلاحات در شهرها، امنيّت اجتماعى، فراهم ساختن زمينه اجراى احكام، همه و همه اين امور، زمانى قابل تحقّق و اجراست كه ولايت و حكومت در مجرا و مسير
اصلى اش قرار گيرد و به دست امام(عليه السلام)بيفتد; لذا فرمود: «ما اهل بيت شايسته اين مقاميم نه متصرّفانِ متجاوز و جائر».

پس هدف نهايى آن حضرت، تشكيل حكومت اسلامى بر اساس سيره پيامبر و على بوده است; كه در پرتو آن، احكام الهى اجرا مىشود و نشانه هاى دين آشكار و شهرها اصلاح و امنيّت پابرجا و امر به معروف و نهى از منكر انجام، و سيره و سنّت پيامبر و على متحقّق، و در نتيجه كار امّت اصلاح مىگردد.
نكته شايان توجّه اين كه تلاش خالصانه براى تشكيل حكومت اسلامى كه منبع و منشأ تمام خيرات و بركات است ـ و شعبه مهّم ولايت على و آل على(عليه السلام) هم كه همان قبول حاكميّت و پذيرش تفسير آنان از دين است ـ غير از حكومت و سلطنت استبدادى و رياست طلبى و كشورگشايى بر اساس هواهاى نفسانى است كه منشأ تمام مفاسد و شُرور است.


 

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢۳ دی ،۱۳۸٥ - خلیل منصوری