پرستو parastoo

 

چرايي و چگونگي عزاداري حسيني


اشاره : با توجه به رويكرد نوين نسبت به تحليل پديده هاي اجتماعي و تبيين و آسيب شناسي آن ، ضروري است تا با كالبد شكافي دقيق در پديده اجتماعي عزاداري به ويژه عزاداري سالار و سرور شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين ، بايسته ها و كاستي ها آن بازشناسي و تحليل گردد. نگرش عقلاني به مسايل و پديده هاي مي طلبد تا ريشه هاي درست ، منطقي و مقبولي براي اين گونه رفتار هاي جمعي به دست داده شود ، تا دست كم آن را از خرد ستيزي و رفتار نابهنجار و غير معقول بيرون برد. اين نوشتار كوتاه كوششي است تا ضمن شناخت فلسفه عزاداري به برخي بايسته و كاستي ها اشاره اي گذرا داشته باشيم.

فلسفه عزاداري

 

 اما چرا بايد عزاداري كرد؟ پاسخ به اين پرسش را مي توان به گونه هاي متفاوتي ارايه داد . به نظر مي رسد كه در رفتار جمعي مردم چون سياه پوش شدن‌ها، نصب پرچم‌هاي سياه و سينه زدن‌ها و مانند آن ، بايد غير از عامل شناختي، به عوامل غير شناختي چون احساس و عاطفه توجه داشت . ما در عزاداري ها مي كوشيم تا به نوعي عاطفه خود را نشان دهيم و آن را به گونه اي مفيد سامان دهي كنيم . هدف از عزاداري مي تواند تقويت بعد احساسي باشد. اگر اين عواطف و احساسات ، تقويت شوند، آن گاه مي‌تواند در ما آثار مفيد و سازنده به جا گذارد. مثلا ديدن دستجات سينه زني در عزاي يكي از پيشوايان ديني و مخصوصاً رؤيت مراسم عزاداري براي سالار شهيدان، امام حسين ـ عليه السّلام ـ از عوامل مهم تحريك عواطف و احساسات انسان است و معرفت عيني به انسان مي‌بخشد.

به نظر مي رسد نقش و كاركردي ديگري كه مي توان براي عزاداري در نظر گرفت ، نقش بازسازي هويتي و ايجاد نوعي جامعه پذيري فرهنگي در نسل آينده است. امام خميني با توجه به اين كار كرد مفيد و سازنده عزاداري ها مي فرمايد : همين عزاداري‌ها رمز بقاء اسلام هستند.

وي در باره چگونگي كاركرد عزاداري ها محرم و صفر مي فرمايد:" گريه كردن نيز يك مسئله سياسي، رواني و اجتماعي است، و حضرت سيد الشهداء احتياج به گريه ندارد. و اصرار ائمه ـ عليهم السّلام ـ به عزاداري براي حفظ مكتب و شيعيان است. دستجاب عزاداري، يك راهپيمايي است با محتواي سياسي، همان سينه زني، نوحه خواني، همان‌ها رمز پيروزي است. در كجاي عالم سراغ داريد كه اين دستجات با آن محتوا كه يك چنين اجماعي درست كنند و به طور هماهنگ در كشورهاي مختلف اسلامي و غير اسلامي عزاداري كنند؟ چه كسي اينها را هماهنگ كرده است؟ اينها را سيد الشهدا هماهنگ نموده است كه هم نفع دنيايي داردو هم آخرتي. نفع دنيايي‌اش، همين جهت رواني مطلب است كه قلوب را به هم متصل مي‌كند.
استاد شهيد مرتضي (ره) نيز در مورد علت ترغيب پيشوايان ديني به اقامة عزاي امام حسين ـ عليه السّلام ـ مي‌گويد : مي‌دانيم كه تكاليف شرعي بدون حكمت نيست، و منظور اين نبوده كه همدردي و تسليتي باشد براي خاندان پيامبر، بلكه مقصود اين است كه داستان كربلا به صورت يك مكتب تعليمي و تربيتي هميشه زنده بماند.

وي  در جاي ديگر مي‌فرمايد: «در اسلام، اصلي است به نام امر به معروف و نهي از منكر كه هرگاه كار از حدود مسائل جزيي تجاوز كند، تحليل حرام و تحريم حلال بشود، بدعت پيدا شود، حقوق عمومي پايمال شود، ظلم زياد شود،...»

به نظر شهيد مطهري اين مساله يكي از علل قيام حسيني و ايجاد نهضت كربلايي است.  
وي در ادامه مي نويسد: پس از آنجا كه حوادث گذاشته هر جامعه مي‌تواند در سرنوشت و آيندة آن جامعه آثار عظيمي داشته باشد و تجديد آن خاطره‌ها، در واقع نوعي بازنگري و بازسازي آن حادثه است، تا مردم از آن جريان استفاده كنند. و اگر ماجراي كربلا نقش تعيين كننده اي در تاريخ اسلام داشته است، زنده نگهداشتن خاطرة آن هم مي‌تواند براي آيندة ما مؤثر باشد. و در نتيجه جامعه ما را به سوي نيكي‌ها و عدالت سوق دهد.

هم چنين مي توان امور زير را به عنوان فلسفه عزاداري بيان كرد:

  1. محبت و دوستي : قرآن و روايات بسياري بر دوستي و محبت به خاندان پيامبر عصمت و طهارت وارد شده است كه حتي آن را به عنوان امري تكليفي واجب دانسته است.( شورا آيه 23 و نيز هود آيه 29)

روشن است كه دوستي لوازمي دارد كه يكي از مهم ترين آن ها را مي توان در همدردي و هم دلي با دوستان دانست . از اين رو در روايات آمده است كه دوستان ما كساني هستند كه در شادي ما شاد و در اندوه ما اندوهناك مي شوند. از امير مومنان علي (ع) در روايتي مي فرمايد : شيعه و پيروان ما در شادي و اندوه ما شريك هستند. ( بحار الانوار ج 44 ص 287)

امام صادق (ع) شيعتنا جزء منا خلقوا من فضل طينتنا يسؤوهم ما يسؤنا و يسرهم ما يسرنا؛ شيعيان ما پاره اي از وجود ما هستند آن چه كه ما را بدحال يا خوشحال مي سازد ، آنان را بدحال و خوشحال مي گردند.( امالي صدوق ص 305)

  1. انسان سازي : هدف از عزاداري ها ، ايجاد نوعي شناخت در افراد است. شركت در مجالس عزاداري نوعي شعور و شور همراه با شناخت در افراد شركت كننده بر مي انگيزد . كساني كه در اين مجالس شركت مي كنند از لابلاي مطالبي كه گويندگان در وصف مناقب و فضايل و آرمان هايي كه اباعبدالله الحسين (ع) و يارانش در راه آن شهيد شده اند ، در خود نوعي همدلي و همراهي احساس مي كنند و آن حضرت را به عنوان الگو و سرمشق رفتاري خود قرار مي دهند. در حقيقت برپايي مجالس عزاداري به عنوان ابزاري مهم در جامعه پذيري و انسان سازي افراد شركت كننده نقش اساسي و مهمي را بازي مي كند .
  2. جامعه سازي و انتقال فرهنگ شيعي از ديگر كاركردهاي عزاداري واقعي و درست است . عزاداري بر اهل بيت (ع) در واقع با يك واسطه زمينه را براي حفظ آرمان هاي آنان و پياده كردن آن فراهم مي آورد . از سويي اگر عزاداري به صورت درست و واقعي آن برگزار شود مي تواند به مهم ترين عامل انتقال آموزه هاي نظري و عملي آن امام همام (ع) عمل كند.

اين ها برخي از كاركرد هايي است كه مي توان براي عزاداري واقعي برشمرد.

درباره فضيلت گريه برا ي امام حسين(ع(

احاديثي که پيرامون گريه بر امام حسين (ع) وارد شده است به حد تواتر يا تضافر رسيده است و منظور از حديث متواتر خبر جماعتي است که في حد نفسه نه به ضميمه ي قرائن ، اتفاق  آنان بر کذب محال و در نتيجه موجب علم به مضمون خبر باشد.
پس از جهت ارزش سندي ، اعتبار اين گونه روايات به مراتب از يک حديث موثق بالاتر است علاوه اينکه کتاب های اهل سنت چنين رواياتي را معتبر دانسته اند و آن را نقل کرده اند که در ذيل به پاره اي از آن اشاره مي شود:  مستدرک علي الصحيحين ج3 ص 176- ج 4 ص 464،  کنز العمال ج 12 ص 123؛- مقتل خوارزمي ج 1 ص 88 و 159 و162 و167؛  ذخاير العقبي ص119؛  مجمع الزوائد ج 9 ص  88و189 ؛  مسند احمد ج 3 ص265؛  جامع الصحيحين ترمذي ج 13 ص 193 ؛ اعلام النبوة ماوردي ص83 ؛ الصواعق المحرقة ابن حجر ص192 و193 ؛ المصنف ابن ابي شيبه ج 2 ص 697- ج 8ص 632؛ صحيح ابن ماجة ج 2 ص 518؛  مقتل ابن جوزي ج 1 ص 164؛ مسند امام حنبل ج 1 ص 85؛ و سير اعلام النبلاء ذهبي ج3 ص 288..

چگونه عزاداري كنيم؟

اين پرسش كه چگونه عزاداري كنيم با توجه به مطالب پيش گفته به خوبي دانسته مي شود ولي براي تبيين دقيق آن بايسته است تا به دو مساله از نگاه جامعه شناختي و روان شناختي توجه دهيم. در حوزه روان شناختي به اين پرسش فلسفي توجه مي دهيم كه علت عزاداري و هدف آن چيست؟ شناخت علل و انگيره ها به ما كمك مي كند تا به عنوان يك عزادار واقعي عمل كنيم . در حقيقت اين بخش به اين پرسش پاسخ مي دهد كه عزادار واقعي چه ويژگي هايي دارد؟

از نظر روان شناختي رفتاري ، گريه را به عنوان حالت رفتارو جلوه احساس هيجان معنا مي كنند ولي در عزاداري كه يك واكنش جمعي و اجتماعي است بروز احساسات و عواطف شكل خاصي به خود مي گيرد. از اين رو نمي توان با داغديدگي و رفتار ناشي از آن همانند دانست و معيارهاي آن را به اين حوزه تعيميم و گشترش داد.

در عزاداري هدف نمايش شناختي جامعه نسبت به فقدان كس و يا چيزي است كه در آن جامعه آثار مهم و ارزشمندي از خود به جا گذاشته است. عزاداران در يك كنش ارتباطي جمعي مي كوشند تا به ديگران نشان دهند كه چه نوع دلبستگي نسبت به مورد عزاداري داشته و آن فرد تا چه اندازه در جامعه آنان تاثير گذار و نقش آفرين بوده است. از اين روست كه عامل اصلي در عزاداري را مي بايست در فرهنگ انتقال پيام هاي خاص دانست . عزاداران به مخاطبان خود مي فهمانند كه تحت تاثير آن فرد و شخص بوده و هستند و در راه آرمان ها و اهداف آن از همه چيز خواهند گذشت. اين گونه پيام ها در وهله نخست نيازمند شناخت از شخصي است كه براي او عزاداري صورت مي گيرد. بنابراين اصل شناختي نيز از جايگاه واهميت ويژه اي برخوردار است.

در عزاداري ها گروه و يا گروه هايي با بيان ويژگي ها و فضايل شخص از دست رفته مي كوشند تا جايگاه و نقش كاركرد فرد را به ديگران بنمايانند. اين بيان ، خود شيوه و روشهاي مختلفي را مي طلبد كه مي توان به شيوه خواندن مدايح و روضه ها و نيز سخنراني و يا نمايش هاي بياني و حركتي ( تعزيه ) اشاره كرد. در حقيقت بخشي از جامعه مي كوشد تا با بيان فضايل شخص به طرق مختلف جايگاه او را به بخش ديگر جامعه بشناساند. اين مساله موجب مي شود تا ضمن شناخت جايگاه شخص ، رفتار هاي او به عنوان الگو و سرمشق فردي و جمعي مورد توجه قرار گيرد.

مطلب ديگري كه بايد در عزاداري مورد توجه قرار گيرد. ايجاد تعلق خاطر به شخص از دست رفته است. كوشش آن است تا افراد عزاداري نوعي و اندازه تعلق خود را به ديگران بيان كنند. اين بيان تعلق در حقيقت بيان اين نكته است كه آنان همانند فرد از دست رفته عمل و يا مي كوشند عمل كنند. اگر در رفتار خود ، نوعي خاص را رفتار را نشان مي دهند تنها از آن روست كه مي كوشند نوعي از ويژگي تعلق شديد را بيان كنند. پوشيدن لباس سياه و بر سر و سينه زدن نشان كمال اندوه فقدان است. اين نمادها در حقيقت بهترين وسيله ابراز شدت تعلق خاطر به فرد و مباني اوست. گريه در فراق به معناي پذيرش حضور دايم انديشه و افكار و رفتار فرد از دست رفته است. پيام هايي كه اين نمادها از خود به ديگري مي رساند بسيار گويا و گيرا ست. هر كس به سادگي درك مي كند كه شخص فوق تا چه اندازه در اين جمعيت تاثيرگذار بوده و هست. از اين رو ، نوعي پيام رساني صريح و شفاف را با خود به همراه دارد.

اكنون اين پرسش مطرح مي شود كه جامعه اي كه چنين عزادار است چگونه رفتاري را در پيش گيرد تا به اين مطالب پيش گفته برسد؟ در حقيقت ويژگي عزاداري با معنا و پيام دار و ويژگي هاي عزادار واقعي چيست؟

با توجه به انگيره و علل و اهداف عزاداري به سادگي مي توان به اين پرسش پاسخ داد. به نظر مي رسد بهترين ويژگي عزاداري واقعي آن است كه به سادگي پيام هاي انتقال يابد و افراد مخاطب بيروني و دروني بدانند كه عزاداران تا چه اندازه به سير و سلوك شخص از دست رفته پاي بند هستند و تا چه اندازه او را مي شناسند و به ارمان هاي او وفادار هستند. مخاطب عزاداري دو دسته عمده هستند: نخست ديگران و غير خودي ها مي باشند . عزاداران با عزاداري هاي خود به مخالقان بيان مي كنندكه نه تنها شناخت درستي از جايگاه و اهميت و ارزش فرد داشته اند بلكه مي دانند كه او چه آرماني را داشته است و حاضر هستند در راستاي اين آرمان عمل كنند. اين پيام عاشورايي و عزاداري عاشورايي است كه دشمن را به وحشت انداخته است و مي كوشند تا ريشه و عوامل ايجادي آن را از ميان بردارند و به جنگ آن مي روند. در سالي ها اخير هجوم به عاشورا شدت يافته است . اين را نبايد در نمادهاي عاشوراي ديد بلكه در پيام هايي ديد كه اين نمادها منتقل مي كنند. خون عاشورايي و بر سينه زدن و اشك ريختن هاست كه دشمن را مي ترساند. كساني كه چنين در اندوه عاشورايي خون مي گيرند هرگز تن به ذلت و خواري اي نمي دهند كه امامشان هيهات من الذله را در كربلاي خون و بلا سر داده است.

مخاطب دوم اين عزاداري ها فرزندان و نسل اينده است. اين فرهنگ عاشورايي و انگيره و عوامل قيام آن همواره در عزاداري ها گوشزد مي شود و نسل آينده از كوچكي خود را با اين فرهنگ پرورش مي دهد و با اصول و مباني آن از طرق مختلف همانند نمادها آشنا مي شود. كاركرد نماد ها نسبت به كودكان بهتر و سريع تر عمل مي كند. كودكان به سادگي با نمادها ارتباط برقرار مي كنند و اولين پرسش ايشان اين است كه چرا مادرو پدر مي گيرند؟ چه شده است؟ اين حسين كسيت؟ آن كجاوه از آن كيست ؟ علم چيست ؟ چرا ...

انتقال پيام از طريق نمادها ي مختلف براي عموم و توده راحت و آسان تر است. نمادها زبان بين المللي و جهاني هستند . همان طور كه كودكان با آن ارتباط برقرار مي كنند ديگر افراد جامعه جهاني نيز نسبت به آن واكنش نشان مي دهند و از خود مي پرسند: اين حسين كيست كه هر ساله ميلون ها نفر عزادار اويند.

عزادار واقعي كسي است كه با توجه به اين پيام ها و نمادهايي كه پيام هاي سالم و جهاني را بيان مي كند عمل مي كند. پوشيدن لباس سياه و بر سينه و سر زدن و اشك ريختن نمادهاي جهاني هستند كه مي تواند پيام عاشورايي را به دوست و دشمن برساند. بنابراين نبايد از نمادهايي استفاده كرد كه اين محتوا و پيام را خدشه دار مي سازد.

عزادار واقعي كسي است كه در راه شناخت اهداف و انگيزه و مكتب و مرام و عقيده اباعبدالله (ع) مي كوشد و نيز تلاش مي كند تا آن را در زندگي فردي و جمعي خود نشان دهد . ازاين رو توجه به بيان مطالب و آرمان ها در قالب هاي مختلف شعري و خطابي مي تواند مفيد و سازنده باشد.

بنابراين بر ماست تا ضمن زنده نگه داشتن و باز سازي رخداد كربلا ، نسبت به حادثه آفرينان آن حق شناس و به آرمان هاي آنان وفادار باشيم و از آن براي زندگي امروز خود و فرداي فرزندانمان بهره گرفته و الگو سازي كنيم. و از آن جايي كه حادثه كربلا نقش تعيين كننده در استمرار رسالت و تعقيب اهداف دين در تمام دوره هاي زندگي بشري دارد بايسته است تا در بزرگداشت آن از رفتار صحيح و درست و مبتني بر الگوهاي صحيحي ديني دور نشويم .

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٥ - خلیل منصوری