پرستو parastoo

 

چرا و چگونه معصوم الگو است؟

پيامبران و امامان به عنوان سرمشق زندگي بشر ، مجموعه اي از آموزه ها و رفتارهايي را به ما آموختند تا بتوانيم در هر شرايطي به درستي عمل كنيم. اين بدان معناست كه ما بپذيريم كه آنان به عنوان معصوم در انديشه ، بينش ، نگرش ، گرايش و عمل از عصمت برخوردار بوده و راه خطا و اشتباه نمي پيمودند. بنابراين عصمت درهمه اين زمينه ها و حوزه ها شرط اساسي براي سرمشق بودن است تا به حق و حقيقت برسيم و در راه زندگي به گمراهي نرويم.

مساله ديگري كه بايد بدان توجه داشت، پذيرش تكرار مسايل در شكل هاي مختلف است. به اين معنا كه باور داشته باشيم كه در صورت تحقق علل و عواملي چند و فراهم شدن بستر و زمينه هاي ايجادي ، يك مساله و پديده ممكن است دوبار تكرار شود. اين بدان معنا خواهد بود كه تكرار را در تاريخ و جامعه بپذيريم . در اين صورت است كه مي توان گفت كه در صورت ايجاد علل و عوامل و شرايط و مقتضيات وبر طرف شدن موانع ايجادي ، مساله و يا پديده اي تكرار مي شود. از اين جاست كه درس و پند و عبرت گيري از تاريخ نيز معنا و مفهوم درست مي يابد و مي توان گفت كه بايد از تاريخ درس گرفت و راهي كه ديگران رفته اند و سرشان به سنگ خورده را نرفت و به راهي كه انان را به سلامتي و سعادت رسانده باز نماند.

مساله سوم آن است كه بپذيريم كه معصوم در زندگي خود به شرايط و واقعيت هاي موجود توجه داشته و از آن غافل نبوده است. به اين معنا كه آنان به عنوان سرمشق هاي عيني و عملي براي زندگي انسان هاي ديگر ، انسان هاي واقع بين بوده و واقعيت هاي اجتماعي و طبيعي جامعه و جهان را ناديده نمي گرفتند. اين گونه است كه مي توان پذيرفت كه امامان هم شرايط موجود را درك مي كردند و هم بدان توجه داشته و در رفتار و زندگي خود از آن غافل نبوده اند.

مساله چهارم آن كه معصومان انسان هاي آرمان گرا و حقيقت گرا مي باشند. با آن كه به واقعيت هاي موجود آگاه هستند ولي آن را به عنوان حق ثابت نمي پذيرند ، چه برخي از واقعيت هاي موجود برخاسته از هنجارها و يا امور باطل هستند كه از حقيقت بوي نبرده اند و نمي توان بدان دلخوش بود. از آن جمله واقعيت هاي جاري جامعه ظلم و بي عدالتي و يا هنجارهاي ناپسند ديگري است كه حقيقت گرايان آن را ناخوش مي دارند. بنابراين امامان معصوم با توجه به واقعيت هاي موجود ، انسان هاي آرمان گرايي مي باشند و آرمان ايشان حقيقت است كه هنوز جامه واقعيت نپوشيده است.

مساله پنجم اين است كه امامان در حوزه عمل اجتماعي و سياسي همانند ديگر مردمان عمل مي كردند و مصداق انا بشر مثلكم بودند. به اين معنا كه خود را موجوداتي بيرون از دايره بشريت نمي ديدند و در رفتار و عمل اجتماعي و سياسي خود همانند ديگر افراد بشر عمل مي كردند. به زبان قرآن همانند ايشان مي خوردند و مي پوشيدند و دربازارها خريد و فروش مي كردند و ازداوج و توليد نسل داشتند و همانند آنان گرفتار زنان و فرزندان هنجارشكن بودند و مشكلات عادي داشتند. اين وضعيت موجب مي شود تا در عمل اجتماعي و رفع مشكلات و دشواري هاي پيش آمده همانند مردم در وضعيت و شرايط مساوي قرار گيرند . هر چند كه در روش و برخورد و حل اين مشكلات از توان بيشتري عقلي و علمي برخوردار بودند ولي از نظر امكانات و ديگر شرايط از هيچ ويژگي و برتري برخوردار نبوده اند.

مساله ششم پذيرش تغييرات مهم در جهان و جامعه در شكل فرايند است . به اين معنا كه امور اجتماعي در جهان نمي تواند به صورت دفعي تغيير كند بلكه در يك فرآيند زماني تغيير مي كند. اين را بتوان به مساله فرآيند تغيير در امور اجتماعي در پي تغيير در نفوس آدمي مرتبط دانست . در قرآن به اين روش و شيوه براي تغيير رفتارهاي اخلاقي و تربيتي مردم بهره گرفته شده است . برخي از آموزه هاي قرآني كه به شكل آموزه هاي دستوري وارد شده است ، بيانگر توجه به مساله تغيير در فرآيند مي باشد. در روش تغيير رفتار شربخواري مردمان خداوند در سر مرحله اين امكان را فراهم آورده است تا در نهايت به هدف ترك و حرمت شرب خمر برسد.

اكنون به اين مهم مي رسيم كه معصومان به عنوان سرمشق هاي عيني و نه نظري جامعه انساني، مي تواند نمونه هاي عيني و واقعي باشند؛ زيرا آنان نيز در شرايط مساوي ما قرار داشتند و با مشكلات جهان و مقتضيات آن دست و پنجه نرم مي كردند . بنابراين ناچار بودند تا راه حل هايي با توجه به امكانات و مقتضيات و شرايط عيني بيابند. همين همسان موجب مي شود تا بتوانيم از راه حل هاي ايشان به خوبي بهره مند گرديم ؛ زيرا آنان با توجه به علوم عقلاني عالي و وحياني راهي را طي مي كردند كه مفيد و سازنده و براي رسيدن به سعادت و امنيت كوتاه تر باشد.

با توجه به تكرار تاريخ و همسان شرايط در صورت تحقق عوامل و بسترهاي تحقق مساله اي مي توان از رفتار و عمل و سازوكارهاي ايشان به خوبي بهره برد.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٥ - خلیل منصوری