زنان در بهشت در آموزه های قرآنی

یکی از پرسش هایی که همواره از سوی بسیاری از مردان و زنان مطرح می شود مساله حضور،  جایگاه و مقام زنان در بهشت است. قرآن به این مساله به صورتی که درباره مردان پرداخته است توجه نداده است. به نظر می رسد که زنان مومنان در بهشت می بایست در کنار شوهران مومن خویش باشند. آن چه تصور عمومی از وضعیت زنان و مقام ایشان در اذهان مردم وجود دارد برگرفته از مجموعه ای روایات معتبر و غیر معتبر و اسلامی و اسرائیلی است.

زن در قرآن موجودی است که از نفسی و روانی آفریده شده است که ما آن را به نام آدم می شناسیم. در گزارش قرآن از آفرینش انسان نخستین که آدم نام دارد پس از مساله تعلیم اسما و خلافت الهی آدم بر موجودات و استنکار و استکبار ابلیس از بهشتی سخن به میان می آید که آدم (ع) در آن قرار گرفته است. در این جاست که در گزارش قرآن سخن از همسر و جفت آدم به میان می آید ولی قرآن توضیح نمی دهد که این همسر و جفت چگونه آفریده شده است و تزویج و ازدواج ایشان چگونه و به چه شکلی اتفاق افتاده است.( بقره آیه 30 تا 35)

اما در آغاز سوره نساء یعنی آیه نخست آن گزارشی از چگونگی آفرینش این جفت که ما آن را حوا می شناسیم و قرآن هرگز به نام او اشاره نمی کند ، به دست می دهد. در این گزارش آمده است که جفت آدم و زوج وی ، از نفس آدم آفریده شده است و در حقیقت جفت آدم بخشی از وجود اوست. بنابراین جفت آدم به عنوان بخشی از وی بوده از او جدا شده است. آن گاه از این جفت همه انسان خلق شده اند.

بنابراین زن به معنای جفت و همسر و زوج در گزارش قرآنی مطرح می شود و از استقلالی خاص برخوردار نمی باشد. در حقیقت حوا بخشی از وجود و نفس آدم است که از وی جدا شده است و در کنار وی قرار گرفته است.

پس از هبوط آدم و حوا به زمین و تولید نسل از راه نطفه است که نسل بشر افزایش می یابد و مساله انتخاب همسر و جفت از میان دختران و پسران مطرح می شود.

در آیات قرآنی جن و انس به عنوان تنها مکلفان و دارندگان اختیار و انتخاب مطرح می شوند که خود می توانند راه خویش را برگزیند و به هدایت و یا ضلالت  گرایش یابند. جن و انس شامل مردان و زنان از هر دو نوع را شامل می شود. بنابراین زنان و مردان همانند هم مکلف هستند.

از آن جایی که مساله زوجیت در دنیا امری عمومی است و همه موجودات در دنیا دارای زوج می باشند این مساله اختصاص به انسان ها و یا جنیان نداشته و ندارد و تنها تفاوت ایشان با دیگران مساله تکلیف و اختیار و انتخاب و به تبع آن پاداش و کیفر است.

زنان در دنیا به جهت ویژگی ها دنیا نوعی وابستگی و تبعیت به مردان دارند که قرآن از آن به قوامیت یاد می کند. زنان به مردان برای قوامیت نیاز دارند و مردان به زنان برای آرامش خویش نیازمند هستند.

هر مرد و زنی در رستاخیز پاداش کار خویش را خواهد گرفت و گناه و بار سنگین آن را دیگری بر دوش نخواهد گرفت. از این روست که قرآن به صراحت و شفافیت سخن از این می گوید که مردان پاداش عمل خویش را خواهند گرفت و زنان نیز دستاورد خویش را خواهند یافت.

اما در بهشت وضعیت زنان چگونه خواهد بود؟ به نظر می رسد که زنان مومن با شوهران مومن خود خواهند بود؛ ولی این معنا به چند جهت نادرست است. در قرآن همواره از حوریان و زنان بهشتی خاصی سخن می گوید که برای مردان آفریده می شوند که پیش از این از سوی جن و انسی تصرف نشده اند. این زنان بهشتی هستند که برای مردان آفریده می شوند و دارای اشکال و تنوع بسیاری هستند. اما هر گز از همسران زنان سخنی به میان نیامده است. به نظر می رسد که برای زنان آفریده های دیگری است که ما از آنان به غلمان و یا پسران چهارده ساله برنا و زیبا یاد می کنیم. اما چرا قرآن به صراحت و روشنی به این مساله نپرداخته است؟

به نظر می رسد که علت آن را در دو چیز می بایست جست: نخست آن که حیا و عفت را در این حوزه همانند مسایل زناشویی رعایت کرده است و دیگر آن که خواسته است تا غیرت مردان را بر نیانگیزد.

دلیل و شاهدی که بر وجود پسرانی برای زنان بهشتی همانند حوریان برای مردان بهشتی می توان آورد دو چیز است: نخست آن که قرآن بیان می دارد که در بهشت هر کسی هر چیزی را خواست و از روی شهوت بدان گرایش یافت و نفس و هواهای آن خواست به دست می آورد: ما تشتیهه الانفس . زمانی که مرد چیزی را به شهوت بخواهد چه از خوردنی و یا پوشیدنی و یا هر خواسته و شهوت دیگری همانند جنسی در همان زمان زن مومن ممکن است شهوت وخواسته دیگری داشته باشد. دوم این که دو مرد و زنی هر گز از نظر درجه و رتبه در یک درجه و رتبه نیستند تا در این نقطه و منطقه باشند و از درجه یگانه ای در بهشت برخوردار باشند. اگر افزون بر جزای وفاق و پاداش برابر به فضل الهی رتبه ای افزایش یابد و زن به همان مقام شوهر زمینی و یا شوهر به همان مقام همسر زمینی خویش بالا آید باز این اختلاف وجود خواهد داشت که اراده آنان و شهوت آنان نیز مختلف باشد و مرد یا زن می بایست در همان خواسته تن دهد در حالی که انسان ها بهشتی از هر لحاظ آزاد هستند و می توانند خواسته دیگری داشته باشند و تن به خواسته دیگری ندهند. اما با وجود حوری و غلمان این امکان وجود دارد که هر گونه که بخواهند و اراده کنند عمل کنند که مصداق کامل بما تشتهیه الانفس است.

البته هر همسری می تواند با شوهر خویش دمی یا زمانی باشد ولی این بدان معنا نیست که زن مجبور باشد بلکه هر گاه خواست هر عمل دیگری می کند که مصداق بما تشتهیه الانفس باشد. بنابراین می بایست گفت که زن و شوهر در بهشت از آزادی عمل بسیاری برخوردارند و زنان دارای شوهری بهشتی همانند حوریان هستند که غلمان هستند. این غلمان همانند حوریان زیبا و مطیع محض هستند و تحت اراده و خواسته زن و مرد عمل می کنند. این گونه است که نهایت آزادی در اجرای خواسته در بهشت فراهم می آید.

البته  این بدان معنا نیست که زن و شوهر زمینی در بهشت نمی توانند در کنار هم باشند و از یک دیگر بهره نبرد ولی این آزادی همواره در آن جا برای هر یک وجود دارد که غلمان و یا حوری را در آغوش کشد به ویژه آن که در آن جا تکلیف و گناه معنا و مفهومی ندارد.

به هر حال نیازی نیست که به سختی برای زنان را هم چنان اسیر شوهران دانسته و احکام دنیا همانند قوامیت را در بهشت نیز تعمیم و گسترش دهیم.

/ 7 نظر / 191 بازدید
كاظم

سلام فرض كنيد خواهر جنابعالي بخاطر اعمال خوبش پس از اين دنيا به بهشت رفت در آن صورت مي توانيد تصور خوبي داشته باشيد از اينكه خواهرتان با هر كس و ناكسي از غير مسلمانان خوش سيما هم خوابه شود و آن هم تنها به دليل شهوت! انسان بودن و پاك بودن كه در دين اسلام نهادينه شده يعني اين ولي من فكر نمي كنم تا اين اندازه ابتذال! و پاداش آن كه بهشت است به اين معنا نيست كه بار ديگر افراد به سمت هرزه گي بروند. اسلام را با روايات و احاديث ضعيف و دروغين لكه دار نكنيم! حالا خود قضاوت كنيد و اين شما و وجدان بيدارتان!

یوسف

سلام علیکم احسنت کاملا درست فرمودید. متاسفانه عده ای از شهوترانان و یا مردسالاران بهشت را هم اختصاص به مردان داده اند. در حالی که به صراحت در قرآن فرموده هیچ تفاوتی در پاداش بین زنان و مردان وجود ندارد خداوند هر آنچه را که به مردان بدهد به زنان نیز خواهد داد. بعضی از مردسالاران به اشتباه میگویند هیچ نصی بر وجود همسران از جنس موجودات بهشتی برای زنان نیست در صورتی که نص از قرآن داریم که غلمان به معنی مردان جوان زیبارو نیز در بهشت وجود دارد که همانند حور از مخلوقات بهشتی است و به دور هر مومنی مردانی زیبارو مخصوص خودش میگردد. (آیه ۲۴ سوره طور) همسری در بهشت با همسری در دنیا تفاوت دارد. احکام بهشت با احکام دنیا تفاوت دارد. در بهشت بحث اختلاط نسل و توالد و تناسل نیست زیرا رابطه جنسی در بهشت به این شکل دنیایی نیست و بنابراین زنان محدود به یک شوهر واحد نیستند. و همانند مردان که حور دارند زنان نیز غلمان خواهند داشت. غلمان های مطیعی که جز به زن خود به کسی توجه ندارند.(طبق خواست زنان) این از غیبیات است که زناشویی و ازدواج و چگونگی کیفیت لذت بردن از همسر در بهشت چگونه است. اما هرگز قوانین دنیا مبنی بر تعدد زوجات برای مرد

یوسف

اما هرگز قوانین دنیا مبنی بر تعدد زوجات برای مردان و تک شوهری برای زنان در بهشت جاری نیست. بهشت فراتر از فکر بشر است خداوند وعده ی نعمت هایی داده که به ذهن بشر هم خطور نکرده است و حتی انسان در بهشت نماز و روزه ندارد و طلا برای مردان در بهشت حلال است(طبق آیه ۲۳ سوره حج) پس خداوند بهشتی را آماده فرموده که می فرماید هر آنچه بخواهند در آنجا هست و البته فراتر از آن هم که وعده داده اند و این را هم بدانید طبیعت بشر در بهشت متفاوت است البته نه آن تعبیری که علما فرموده اند که حجاب و هوو و نشستن در خیمه ها برای زنان است و خدا آنان را به اینها راضی می گرداند زیرا این راضی شدن به اجبار است نه به نفس زن! در خصوص معنی لغوی غلمان با توجه به منابع معتبر به متن زیر دقت کنید: سوال: آیا لفظ "غلمان" و لفظ "ولدان مخلدون" در قرآن یکی است؟ پاسخ: خیر با بررسی فرهنگ لغت های معتبر در هیچ کجای دنیا و نزد هیچ لغت شناس و زبان شناسی این دو واژه یکی نبوده و به یک معنا نیستند. ابن منظور در کتاب لسان العرب جلد دوازدهم صفحه ی 440 غلام را به افراد ذکور از هنگام تولد تا ابتدای پیری ترجمه کرده است پس غلام یعنی کودک،

یوسف

ابن منظور در کتاب لسان العرب جلد دوازدهم صفحه ی 440 غلام را به افراد ذکور از هنگام تولد تا ابتدای پیری ترجمه کرده است پس غلام یعنی کودک، نوجوان، جوان و بزرگسال و اهل لغت میگویند غلام به قرینه ی (شدت طلب و هیجان نکاح) بیشتر به جوان گفته میشود. غلام در صفحه 440 جلد دوازدهم لسان العرب: الطار الشارب، هو من حین یولد الی ان یشیب یعنی غلام افراد ذکور از هنگام تولد تا ابتدای پیری است. توجه شود که یشیب "از ریشه شابَ" به معنای مویش سفید میشود یا پیر میشود میباشد. همچنان که شَیب دو بار در قرآن در سوره های مریم آیه 4 و سوره روم آیه 54 در معنای پیر آمده است و در سوره مزمل آیه 17 واژه شِیب به معنای پیران آمده است زیرا شِیب جمع مکسر واژه اَشیَب (آنکه مویش سفید باشد) است که به معنای پیران میباشد. از کل مطالب بالا نتیجه میشود غلمان مردان جوانی از جنس موجودات بهشتیند که به ازدواج زنان مومن در می آیند.

یوسف

اما برای واژه ی ولدان در فرهنگ لغت معجم اللغة العربية دکتر مختار صفحه ی 2493، نوشته شده مفردش میشود وَلَد یا وَلید در ترجمه وَلَد نوشته شده "کودک تازه متولد شده و هم بر دختر و هم بر پسر اطلاق میشود" و در ترجمه ولید نیز نوشته شده "نوزاد، کودک" از جمع بندی مطالب بالا نتیجه میشود 3 گروه موجودات بهشتی در خدمت مردان و زنان اهل بهشتند. دختران زیبارو (حور) پسران زیبارو (غلمان) کودکان خوش سیما (ولدان) مردان از جنس مخالف لذت میبرند که همان حور است. زنان از جنس مخالف لذت میبرند که همان غلمان است. مردان و زنان هر دو آرزوی داشتن کودکان را دارند که همان ولدان است. در بهشت هیچ نعمتی مختص به گروه خاصی نیست برای همین در آیات مربوط به حور و غلمان و ولدان از ضمیر "هُم" برای بهشتیان استفاده کرده است که ضمیر "هُم" یعنی آن نعمت هم برای مردان است و هم برای زنان اینطور نیست که چون حور دختر است فقط متعلق به مردان باشد یا چون غلمان مرد است فقط متعلق به زنان باشد بلکه در بهشت هر مرد و هر زن مومن، بهشتی مخصوص خود و حوران و غلمان هایی مخصوص خود دارد. حور برای مردان همسر و برای زنان دوست و رفیق

یوسف

اما غلمان برای زنان شوهر است و برای مردان دوست و هم نشین و رفیق[لبخند]

یوسف

و غلمان برای زنان شوهر است و برای مردان دوست و هم نشین و رفیق