وصل دلبر

گر تو را در خانه اش شمع وجود در باد نیست

وصل دلبر در شب مهتابی اش در یاد نیست

چون همه گل در جوار بلبلان عشوه کنم

وین تمنا واگذارم، شمس وی بر باد نیست

این بلا را از «بلی گفتن» به جان بخریده ام

من همه عمرم به یاد تو، تو را در یاد نیست

از «اَلَست» جام بلا بر تن همی پوشیده ام

ناله هایم در شب دیجور یکی بی داد نیست

گر شود ناله همه بوستان ز مرغ داستان

گل شود پرپر اگر با تو نباشد یاد نیست

مَردم چشم تو را اسپند بر چشمان نظر

می پرد از آتش رویت اگر بر باد نیست

می روم خانه به خانه از پس یاران تو

دوست دارم با تو باشم گر تو را آزاد نیست

من همه در بند آن دلبر یکی بیدار باش

تا شوم در جان تو گر آن دلت هم شاد نیست

در جوار وصل تو لب می نهم بر جام زهر

تا کَشم این تن به آن خانه اگر دلشاد نیست

کوه به کویت می روم از جمع مستان شما

چون که حیران شد دلم در خانه ات هم یاد نیست

در طواف کعبه ات هفت شوط را دامن کشان

آخرت لبیک ما را ، پاسخت یک داد نیست

17 شهریور 1394

کوچه

/ 1 نظر / 37 بازدید
asal

اگه کسی بهت گفت دوستت دارم آروم بغلش کن ، نازش کن ، سرشو بذار روی شونت و یواش در گوشش بگو : اونجایی که تو درس میخوندی ما مدیر مدرسه بودیم وبلاگم با متن و اهنگ وقالب جدید بروزه. منتظر نظرات خوبتون هستم حتما تشریف بیارید www.godislove.persianblog.ir