حضور همزمان در حضرات و عوالم

خداوند در آیه 10 سوره آل عمران درباره حضرت زکریا(ع) می فرماید: فَنَادَتْهُ الْمَلاَئِکَةُ وَهُوَ قَائِمٌ یُصَلِّی فِی الْمَحْرَابِ أَنَّ اللّهَ یُبَشِّرُکَ؛ فرشتگان او را ندا دادند در حالی که او در محراب ایستاده و نماز می گزارد و به او گفتند خداوند به تو بشارت می دهد.
پرسش این است که اگر کسی در نماز است، این چگونه با فرشتگان سخن می گوید و به سخنان فرشتگان توجه می یابد و امور دیگری که در این آیه و آیات دیگر این سوره و سوره مریم بیان شده را انجام می دهد؟ آیا این رفتار منافی با حضور قلب در نماز نیست؟
یکی از پاسخ هایی که می توان به این پرسش بر اساس آیات قرآنی داد این است که این گونه افراد مظهر صفت الهی «لا یشغله شأن عن شأن» هستند؛ یعنی امری موجب نمی شود تا نتوانند به امری دیگر نپردازند و چیزی آنان را چنان مشغول دارد که از امر دیگر غفلت ورزند.
البته مظهر تام و اکمل صفات و اسمای الهی حضرت پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) هستند. به گونه ای که آنان در روایات به این مظهریت شناخته و معرفی شده اند. در حالات  وصفات پیامبر(ص) آمده است که: «لا یشغله شأن عن شأن»( بحارالأنوار، ج95، ص254) و در برخی دیگر از روایات آمده که : «لا یشغله شیء عن شیء»( الکافی، ج2، ص594)
پس اگر در یک عالم و حضرت از حضرات هستی، ایشان حضور دارند و مثلا در حال تلقی آیات قرآنی از « کِرَامٍ بَرَرَةٍ، فرستادگان گرامی و نیکوکار الهی »(عبس، آیه 16) هستند در همان حال از حضرت بالاتر نیز تلقی کرده و از آن حضرت غافل نیست و در آن جا نیز حضور دارد: «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ * عَلَی قَلْبِکَ»(شعراء، آیات 193 و194) بلکه در مقام «فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى »(نجم، آیه 9) در حال تلقی از خداوند قول سنگین الهی است: «إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقِیلاً»(مزمل، آیه 5)
پس اشراف ایشان نسبت به این مقام موجب نمی شود از مقامات بالاتر غافل باشد و حضور نداشته باشد. بنابراین همزمان با مردم سخن می گوید و در همان حال در خدمت خداوند است و در آن جا حضور داشته و تلقیاتی از خداوند دارد؛ زیرا از ایشان مظهر تام «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ» است.(شوری، ایه 11)
انسانِ کامل یعنی پیامبر(ص) و اهل بیت(علیهم السلام) هستند که «لا یشغلهم شأن عن شأن» و «لا شیء عن شیء». پس آنان هم از ذوالواسطه غافل نیستند و هم از وسائل و وسائط غفلت ندارند. همه حضرات و عوالم هستی برای آنان مانند کف دست است و چون در مکان و زمان نمی گنجند، محدودیتی نیز ندارند. بنابراین هیچ منافاتی میان سخن گفتن با فرشتگان و شنیدن کلام آنان با حضور قلب در نماز و سخن گفتن با خدا و مانند آن نیست. البته این امور برای انسان کامل است نه توده های مردم.

/ 0 نظر / 30 بازدید