انسان در برزخ

انسان در برزخ

برزخ فاصله ميان مرگ تا قيامت كبراست. از اين رو به اين فاصله زماني برزخ گفته اند كه حايل ميان دو نشاه و دو نوع مختلف از زندگي است. زندگي دنيايي كه ويژگي هاي آن را همه ما مي شناسيم و زندگي آخرتي كه در تبيين قرآني زندگي است كه جسم و ماده در آن معنا و مفهوم ديگري مي يابد؛ زيرا قرآن بيان مي دارد كه در قيامت زمين و آسمان به زمين و آسماني ديگر تبديل مي شود: يوم تبدلت الارض غير ها و السموات . قرآن بيان مي كند كه در آن نشاه و زندگي هوا چنان معتدل است كه از خورشيد سوزان و يا سرماي سوزناك خبري نيست. ميوه ها و خوراك هاي آن جا هر چند در برخي موارد شباهت هايي با اين دنيا دارد ولي هم مانند دنيا مي باشد و هم شباهتي ندارد. نوعي بقا و پايداري است كه در دنيا مفهومي ندارد. در سوره هاي واقعه و انسان و قيامت و تكوير و بسياري از سوره ها و آيات به مساله ويژگي ها آخرت پرداخته شده است.

اما برزخ چگونه نشاه و دنيايي است؟ به نظر مي رسد كه به خاطر حايل بودن مي بايست از ويژگي هاي دو نشاه ديگر برخوردار باشد. به اين معنا كه برخي از خصوصيات دنيايي مانند رشد و تكامل و بهره مندي از آن در اين زندگي مي بايست وجود داشته باشد ، چنان كه مي بايست از نوعي ويژگي قيامتي نيز برخوردار باشد. اين عالم برزخ از آن جايي كه خود عالم ديگري است مي بايست از خصوصيات خاص خود نيز برخوردار باشد. انسان هاي كه در برزخ هستند نه اهل دنيا هستند و نه اهل آخرت . اين عالمي است كه قرآن به صراحت به وجود آن اذعان داشته است.

در تبيين قرآني كساني به اين نشاه و عالم برزخ مي روند كه به مرگ طبيعي و يا اختياري از اين نشاه و زندگي دنيايي بيرون رفته باشند.( مومنون آيه 23) اين نشاه و عالم تا زماني باقي و برقرار است كه رستاخيز بر پا نشده باشد. با بر پايي رستاخيز و قيامت نشاه دنيا و نيز برزخ پايان مي يابد.

اين كه گفته شد كه كساني به عالم برزخ مي روند كه به مرگ طبيعي و يا اختياري دچار شده باشند ، به اين معناست كه انسان مي تواند به شكل به اين عالم وارد شود ؛ زيرا عالمي است كه در حال حاضر موجود است و انسان به آن رفت و آمد دارد ؛ در بيان قرآني آمده است كه انسان هر گاه به خواب مي رود جانش را خداوند مي ستاند؛ در اين زماني كه جانش ستانده مي شود به عالم برزخ مي رود؛ زيرا در اين حالت انسان به نوعي مرگ مي رسد كه از آن به مرگ ناپايدار مي توان تعبير كرد. توفي و يا مرگ كامل آن است كه روح از تن بيرون رفته ديگر باز نگردد. اين نوعي رفت و آمد انسان به عالم برزخ است. ولي نوعي ديگري نيز وجود دارد كه آن مرگ اختياري است. فرد عارف كامل مي تواند با اراده خويش روح را از تن بيرون برد و به عالم برزخ وارد شود و سپس با اراده خود كه در طول اراده الهي و به سخن ديگر اذني خداوند است به تن بازگرداند. اين مرگ اختياري از آن همه نيست و تنها كساني به آن دست مي يابند كه تقواي الهي پيشه كرده و مقامات انساني را به تمام و كامل طي كرده باشند. در اين حالت است كه روح اين امكان را مي يابد كه از اين نشاه به نشاه برزخ برود و بازگردد. البته رفتن انسان كامل به نشاه برزخ و يا ديگر نشاه ها امري عادي است؛ زيرا انسان كامل حافظ همه حضرات( عوالم پنج گانه ) است و در همان حال كه در عالم دنياست در عالم برزخ و يا عوالم ديگر الهي سير مي كند و تا مراتب وجودي امكاني و كاملي خود پيش مي رود.

روش ديگري كه انسان به عالم برزخ مي رود ، مرگ است . وقتي انسان بميرد ( چه به مرگ طبيعي و يا قتل و خودكشي و مانند آن ) به عالم برزخ مي رود و در آن عالم مي ماند و زندگي مي كند: و من ورائهم برزخ الي يوم يبعثون ؛ و پيشاپيش ايشان برزخي است تا روزي كه برانگيخته شود.( مومنون آيه 100)

در عالم برزخ هر كس بر اساس كاري كه كرده است ، از زندگي خاص آن جا بهره مند مي شود؛ شهيدان و صالحان از زندگي بهشتي واري برخوردار مي شوند كه قرآن از آن به ستايش ياد كرده است و فرموده است: و لاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون ؛ گمان نبريد كه كساني كه در راه خدا كشته و شهيد شده اند مردگانند بلكه آنان زندگاني هستند كه از روزي خدا بهره مند مي باشند.( نساء ايه 69)

در باره مجرمان و تبهكاران و طاغيان نيز بيان مي دارد كه ايشان در عذاب برزخي گرفتار هستند و شبانه روز معذب هستند و وضعيتي سخت و دشواري را تا روز رستاخيز سر مي كنند: مما خطيئاتهم اغرقوا فادخلوا نارا؛ به جهت گناهانشان غرق شدند پس در درون آتش در آيد.( نوح آيه 25)  اين آتش دوزخ برزخي غير از آتش دوزخ رستاخيزي است. قرآن در باره وضعيت فرعون بيان مي كند كه هم اكنون هر بامدادان و شبانگاهان آتش بر او عرضه مي شود و او را به آتش عذاب مي كنند.

به هر حال انسان پس از مرگ به جهاني مي رود كه آن را جهان برزخ گفته اند. در آن جهان تا روز رستاخيز زندگي مي كند و از نعمت هاي بهشتي وارش و يا عذاب هاي دوزخي وارش بهره مند مي شود. از آن جايي كه جهان تكامل و رشد و بالندگي است ، از فوايد باقيات صالحات و كارهاي پسنديده و اعمال نيك خود بهره مند مي گردد و از عذاب او كاسته مي شود و راه رشد و بالندگي را طي مي كند. اعمال نيك فرزندانش به او بهره مي رساند و دستگير او مي گردد و بر كمالاتش افزوده مي شود. چنان كه اگر اعمالي بد و زشت بر جا گذاشته باشد از آن نيز بهره مند مي گردد و بر عذابش افزوده مي شود. از اين روست كه گفته اند كه كارهاي و سنت هاي زشت و پسنديده براي آدمي در دنيا و برزخ و آخرت اثر دارد. باشد كه در دنيا با كارهاي پسنديده و سنت هاي نيكو و باقيات صالحات( فرزند، مدارس ، مساجد و ديگر كارهاي عام المنفعه ) براي خود در دنيا و آخرت ره توشه هاي مفيدي بگذاريم تا در عالم برزخ از بهره هاي كامل دهنده آن نيز برخوردار شويم.

 

/ 1 نظر / 18 بازدید
زین العابدین

مطالب شما بسیار کامل و مرتب بود از زحمات شما تشکر میکنم و امیدوارم در این راه باز هم گامهایی موثر بردارید.