شیخ نارین ؛ آیت الله شیخ محمد ابراهیم اعرافی

مسجد انقلاب

مسجد انقلاب همان مسجد «حاج شیخ» است که پیش از انقلاب مرکز و ماوای انقلابی ها بود. این مسجد در شورک یا به نام امروزش شهیدیه قرار دارد. مسجد را حاج شیخ در کنار خانه اش ساخت. ایشان در پیش از انقلاب در آن نماز می خواند و نمازجمعه برگزار می کرد. هم چنین هر روز یک ساعت به آموزش دینی مردم می پرداخت. نیم ساعت نخست را به احکام اختصاص داده بود و نیم ساعت دوم را نیز به تفسیر قرآن می پرداخت.

البته اکنون خانه حاج شیخ تخریب شده و مسجد نیز کمی بازسازی شده است. با آن که مسجد کوچکی نیست با توجه به جمعیت سال های دهه چهل و پنجاه خورشیدی شورک باید گفت که بسیار بزرگ بوده است؛ زیرا جمعیتی که آن روز به نماز می آمدند قابل توجه است.

از شورک تا شهیدیه

شورک شاید به معنای آب شور و نهر شور خرد و کوچک باشد. از منطقه بر می آید که مسیر رودی بود که شاید نه تنها در فصل باراندگی بلکه در همه فصول جاری بود؛ چرا  که تمدن شش هزارساله و بلکه بیش تر از آن خود گواه روشنی است که این جا آبی در جریان بود که چون رودی آبادی و آبادانی را به ارمغان آورده و در گردش روزگار رود دایمی را به رودی فصلی و سپس به ژرفای زمین برد تا مردم بیاموزند چگونه آب را به کمین قنات گیرند و به سطح زمین کشانند.

گویا آب شورک تا اردکان و تالابش در جریان بود. اکنون از آن تنها نام  ونشانی مانده است. شورک مردمانی از جنس ایمان دارد. جسارت ایمانی که در رگ های زمین و زمان این مردمان راه یافته خود گواه روشنی است که گردش روزگار هر چه سخت گیرتر باشد مقاومت اهلش افزون تر شود. گیاهی که در کویر و در میان سختی و باد بر می آید و تنومند می شود هیچ گزندی نمی تواند آن را از جا برکند.

مردمان شورک چنان به تازیانه روزگار و خان نواخته شدند که دیگر هیچ خان خانانی نتوانست به اسارت و بردگی و بندگی کشد. این گونه است که از چهار صد شهید مبیدی شصت تن آن شورک شدند و شورک را شهیدیه کردند.

احیا سنت اسلام

شیخ صدوقی به حکم صداقت و دوستی هر از گاهی از یزد سوار بر چارپای یا اتومبیلی می آمد. شبی را مهمان حاج شیخ بود و آن گاه می رفت. البته این دیدها هماره با بازدید حاج شیخ همراه بود.

گاه شیخ صدوقی پای پیاده چند فرسخ از یزد تا مبید و شورک به دیدار حاج شیخ می آمد و این دو دست دیرین با هم گفت و گوی عملی داشتند و به رایزنی در امور می پرداختند.

شیخ صدوقی و حاج شیخ دو یار دیرین انقلاب بودند و در احیای سنت اسلام و ترویج مذهب و اقامه اسلام تلاش می کردند. شیخ صدوقی به مردم مبید می گفت قدر حاج شیخ را بدانید. ایشان درباره فعالیت های حاج شیخ و دگرگونی در مردم این منطقه به ویژه مبارزه با خرافات و احیای سنت های اسلامی می فرمو: حاج شیخ! اسلام را زنده کرد و سنت های غلط نابود و سنت اسلام را احیا کرد.

بر پایی نماز جمعه

در تاریخ آمده که نخستین نماز جمعه در ایران را آیت الله محمدتقی اسدی خوانساری در سال 1314 خورشیدی در مسجد جامع قم برگزار می کند. البته برخی از بزرگان پیش از اینان به امر اقدام کرده بودند مانند پدر آیت الله آسید نورالدین شیرازی که در شیراز اقامه نماز جمعه می کردند و چون از اقامه حدود و اجرای احکام اسلام به عنوان حاکم شرع منع شدند، ایشان نماز جمعه را ترک گفتند. ایشان می گفتند: فرمود: من دیگر نماز جمعه نمی‌خوانم، نماز جمعه مخصوص فقیهی است که بسط ید داشته باشد. بعدها آقایان دیگری چون مرحوم آیت الله حاج سید محمد تقی غضنفری خوانساری در خوانسار به پیروی از آسید محمدتقی خوانساری نماز جمعه را برگزار کردند.

حاج شیخ که خود در نمازهای جمعه قم شرکت می کرد با آن که برخی از مراجع از این امر باز می داشتند، ولی ایشان نیز همانند سید محمد تقی خوانساری بر انجام آن تاکید داشت. از این رو حاج شیخ پس از مراجعت به میبد بر آن شد تا این سنت حسنه اسلامی را احیا کند. از این رو، نمازجمعه را در مسجد خود برگزار کرد.

ایشان برای این که نشان دهد که اسلام دین حاکم بر ایران است، هر از گاهی نماز جمعه را به بیرون از مساجد می برد تا مردم را با این سنت اسلامی آشنا و آشتی دهد. اقامه نماز جمعه زمینه ساز آن بود که ایشان در امور اجتماعی به حکم حاکم شرع وارد شود و نمونه هایی از جمله صدور تصدیق برای دوچرخه سواران و راکبان و اجرای برخی از امور اجتماعی دیگر که منع قانونی برای غیر دولتی ها داشت مانند عقد ازدواج ، موجب شد که بتواند به عنوان یک رهبر و حاکم شرع به وظایف دینی و شرعی خود بپردازد.

یکی از زیباترین جلوه های زندگی ایشان را می بایست در برگزاری نماز جمعه در خیابان ها دانست. ایشان جاده اصلی را به مدت چند ساعتی برای اقامه نماز می بست تا شعار اسلام را احیا و با اقامه نماز و برپاداشتن آن تعظیم شعائر الهی نماید. بر داشتن شمشیر و اقامه نماز در خیابان ها و جاده ها با انبوه نمازگزار ابهت اسلام را به مردمان نشان می داد.

اصولا برخی از اعمال چون افشای سلام، صلوات بلند فرستادن، اذان گفتن و مانند آن احیای اسلام است تا از خانه ها به اجتماع آید و رنگ زندگی مردم را اسلامی کند. ایشان در صولت یک حاکم شرع به تعبیر شهید اول و دوم به اقامه شعائر الهی اقدام می کرد و با برگزاری نماز جمعه قدرت و شوکت اسلام را به نمایش می گذاشت.

پول بی منت

مش حبیب ! این در کجا رفت؟! هر کسی می آمد این پرسش را داشت. گفتم: در حمام آن سمتی است. این را به دستور حاج شیخ بستیم!

حاج شیخ پس از چند روزی مرا خواند و کارگرانی را به کار گرفت. دوباره آن در تازه ساخته را برداشت و گفت: این جا یک در تعبیه کنید! کارگرها مشغول کار شدند و در قبلی را بستند و از جای دیگر دری را گشودند. سپس مزد کارگران را داد و آنان به خوشحالی رفتند. این کارگرها به سختی کارگیرشان می آمد و نیاز شدیدی به کار و مزدش داشتند.

هر از گاهی مردم با تغییر در حمام مواجه بودند. حاج شیخ می خواست به این کارگرها کمک مالی کند که نه منتی بر آنان باشد و نه این که پول مفت به آنان بود که گداپروری باشد. به قول معروف اگر برای حاج شیخ آب نمی شد ولی برای مردم نان می شد.

درس اخلاق

حاج شیخ به تزکیه مردم بیش از تعلیم آنان اهتمام می ورزید. همان طوری که طلاب پیش از ورود به تعلیم می بایست اخلاق و ادب می آموختند و یک ساله در خدمت کتاب اخلاق معراج السعاده مرحوم نراقی باشند، مردم نیز می بایست اول تزکیه و تادیب شوند و با اصول اخلاقی آشنا شوند. ازاین رو، ایشان هر روز نیم ساعت را به آموزش اخلاق از روی کتاب معراج السعاده اختصاص داده بود.

مردم کارگر و کشاورز که در خدمت خوانین بودند در کلاس درس اخلاق ایشان که پس از نماز برپا می شود شرکت می کردند و با آموزه های اخلاقی قرآن و اسلام آشنا می شدند. ایشان با این روش بر آن بود تا سطح فرهنگی این مردم را بالا کشد و پس از سده ها ظلم و ستم که از سوی خوانین اعمال می شد، یک فرصت برای شناخت حق و حقوق پیدا کنند تا بتوانند در برابر خوانین حق طلبی کنند و با ادب سخن خویش را بگویند و مطالبات خودشان را داشته باشند.

حاج شیخ محمد ابراهیم اعرافی

آیت الله شیخ محمد ابراهیم اعرافی شورکی درسال 1288 ه. ش ( ربیع الاول 1328 ق ) درروستای شهیدیه (شورک) میبد در خانواده ای اصیل و مذهبی دیده به جهان گشود.

پدرایشان مرحوم حاج ملاعباس از افراد متدین و با نفوذ منطقه و موصوف به تقوا و مشهور فضل بود. جد پدری وی ، مرحوم حاج آقا محمد نیز از نیکان میبد بود و عمر خویش را صرف مبارزه با خوانین و رفع ظلم آنان کرد و عاقبت به جرم دفاع از حقوق اهالی ، با اشاره خوانین به طرز فجیعی به دست اشرار محلی به شهادت رسید .

جد مادری وی ، مرحوم حاج شیخ علی نیز روحانی با صفایی بود که در میبد به ارشاد و هدایت اهالی میبد اشتغال داشت . حاج شیخ علی فرزند مرحوم آیت الله ملاابوطالب شورکی از مجتهدان برجسته میبد بود .

آیت الله اعرافی در کودکی قرآن را نزد جد مادری خود حاج شیخ علی فرا گرفت پس از آن در 7 سالگی در مدرسه تازه تاسیس شده فیروزآباد به تحصیلات ابتدائی پرداخت . سپس در 12 سالگی به حوزه علمیه یزد عزیمت و تا 15 سالگی در مدرسه های خان و مصلی به فراگیری مقدمات پرداخت . آنگاه برای تکمیل مقدمات و فراگیری سطح به حوزه علمیه مشهد هجرت و در مدرسه نواب ساکن شد و نزد اساتید حوزه مشهد علوم دینی را آموخت . ادبیات و سطح را نزد آیت الله سید میرزای جندقی (علم الهدی) و آیت الله میرزا حبیب گلپایگانی فرا گرفت .

وآنگاه به شوق تلمذ از محضر آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری مهرجردی برای فراگیری سطوح عالی و دروس خارج راهی شهرمقدس قم شد وعلاوه برشرکت دردرس حاج شیخ عبدالکریم حائری در درس حضرات آیات عظام صدر؛ نجفی مرعشی ، سیدمحمد تقی خوانساری ، شیخ محمد علی قمی ، فاضل قفقازی سید صدرالدین صدر وشیخ عباسعلی شاهرودی حضورپیداکرد.

در همان ایام ،وزارت فرهنگ و هنر مدرک لیسانس به ایشان اعطاء نمودند و علیرغم اصرار برخی افراد برای کشاندن وی به اداره های دولتی، آنمرحوم لحظه ای حوزه را ترک نکرد و در سن 32 سالگی با اصرار اهالی میبد و برای امتثال امر والدین به میبد مراجعت کردند و به هدایت و یاری مردم و تعلیم و تربیت طلاب مستعد و مبارزه با خوانین منطقه پرداخت .

وی پس ازرحلت آیت الله حکیم رسما حضرت امام خمینی (ره) رابه عنوان تنها مرجع تقلیدمعرفی نمود و با شروع انقلاب اسلامی ایران، همراه باآیت الله صدوقی وآیت الله خاتمی به رهبری مبارزان مردم استان یزد پرداخت.درسالهای انقلاب و نهضت اسلامی خانه ایشان مأمن مبارزان و روحانیون انقلابی بود و ازآنجا راهپیمایی های قبل از انقلاب آغاز می شد وایشان همیشه درصف مقدم تظاهرات حرکت می کردند.

مرحوم حاج شیخ ازسالهای قبل ازانقلاب ونیز در دوران انقلاب نمازجمعه اقامه می کردند و میبد یکی ازمعدود شهرهایی بود که قبل ازانقلاب درآن نمازجمعه اقامه می شد. ایشان درخطبه های نمازجمعه صریحا به رژیم شاه حمله می کردند. همچنین وی درمبارزه و طرد سلطه خان ها، مبارزه با نفوذ بهاییت، تأسیس حوزه علمیه میبد، احداث مساجد و آب انبارها، حفرقنوات و تدریس وارشاد مردم ورهبری فکری منطقه، فعالیت مثمرثمری به انجام رسانیدند.

سرانجام ایشان در28شهریور1371 برابر با21 ربیع الاول 1413(ه.ق) درسن 82سالگی به سرای جاوید پیوست.

 

 

/ 0 نظر / 8 بازدید